امامزاده محمد (علیه السلام) در بین عوام به امامزاده محمود معروف می باشد.

 السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا السَّیِّدُ الزَّکِیُّ، اَلطّاهِرُ الوَلِیُّ، وَالدّاعِی الحَفِیُّ؛ اَشهَدُ اَنَّکَ قُلتَ حَقّاً، حَقّاً، وَنَطَقتَ حَقّاً وَصِدقاً، وَدَعوتَ اِلی مَولایَ وَمَولاکَ، عَلانِیَةً وَسِرًّا، فازَ مُتَّبِعُکَ، وَنَجا مُصَدِّقُکَ، وَخابَ وَخَسِرَ مُکَذِّبُکَ، وَالمُتَخَلِّفُ عَنکَ، اَشهَد لی بِهذهِ الشَّهادَةِ، لِاَکونَ مَنَ الفائِزینَ بِمَعرِفَتِکَ وَطاعَتِکَ، وَتَصدیقِکَ وَاتِّباعَکَ، وَالسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیِّدی وَابنَ سَیِّدی. اَنتَ بابُ اللهِ المُؤتی مَنهُ، وَالمَأخوذُ عَنهُ، اَتَیتُکَ زائِراً، وَحاجاتی لَکَ مُستَودِعةً، وَها اَنَا ذا اَستَودِعُکَ دینی وَاَمانَتی، وَخَواتیمَ عَمَلی، وَجَوامِعَ اَمَلی اِلی مُنتَهی اَجَلی، وَالسَّلامُ عَلَیکَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُه.


سلام بر تو ای آقای پاک و پاکیزه و سرور من و ای دعوت کننده (به حق) به مهربانی، گواهی دهم که تو حق گفتی و به حق و راستی سخن کردی و (مردم را) آشکارا و نهان بسوی مولای من و مولای خودت دعوت فرمودی رستگار شد پیرو تو و نجات یافت تصدیق کننده ات و نومید و زیانکار شد تکذیب کننده ات و آن کس که با تو مخالفت کرد گواه باش برای من این گواهی را تا من بوسیله معرفت و اطاعت تو و تصدیق و پیروی کردنت از زمره رستگاران باشم و سلام بر تو ای آقای من و ای فرزند آقای من توئی درگاه خدا که از آن درآیند و (معالم دین را) از آن بگیرند آمده ام به درگاهت برای زیارت و حاجتهای خود را به تو سپرده ام و من اکنون به تو می سپارم دینم و امانتم و سرانجام کارهایم و همه آرزوهایم را تا پایان عمرم و بر تو باد سلام و رحمت خدا و برکاتش.

 آستان امامزاده محمد (علیه السلام) در شهرستان تهران، بخش مرکزی کن، شهر تهران، خیابان کشارعلیا واقع شده است. مساحت بناي بقعه 50 متر مربع، قديمي، محقر و از خشت و گل و چوب ساخته شده و فاقد گنبد و گلدسته است. امامزاده داراي ضريحي آلومينيومي و مشبك است. چند اصله درخت چنار در محوطه بقعه وجود دارد و يك قطعه باغ موقوفه متعلق و متصل به بقعه است كه قسمتي از در آمد آن جهت روشنايي و برق بقعه مورد استفاده قرار مي گيرد.
بنا بر گفته اهالي و معتمدين، بقعه مزبور سالها پيش بر اثر سيل از بين رفته و احتمالاً مرقد شريف آن امامزاده يكي دو متر زير خاك مخفي شده است. محوطه بقعه در حدود 1000 متر مربع و كف آن سنگچين است. وجود يك درخت چنار بسيار قديمي و قناتي در نزديكي بقعه، نشانه هايي از قدمت بقعه محسوب مي گردد.

 

دعای کمیل
از دعاهاى بسيار معروف است، علاّمه مجلسى رحمة اللّه فرموده: اين دعا از بهترين دعاهاست و دعاى خضر پيمبر است.
امير المؤمنين عليه السّلام آن را به كميل كه از خواصّ اصحاب آن حضرت بود آموخت و نيز فرموده: در شب هاى نيمه شعبان و در هر شب جمعه خوانده مي شود، و براي كفايت از گزند دشمنان و گشوده شدن درهاى روزى و آمرزش گناهان سودمند است.
شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس آن را در كتاب هاى دعاى خود آورده اند و من متن اين گنجينه ملكوتى را از «مصباح المتهجد» روايت مي نمايم و آن دعاى شريف اين است:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ ءٍ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ ءٍ وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْ ءٍ وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْ ءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ ءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لاَ يَقُومُ لَهَا شَيْ ءٌ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ كُلَّ شَيْ ءٍ وَ بِسُلْطَانِكَ الَّذِي عَلاَ كُلَّ شَيْ ءٍ وَ بِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ (غَلَبَتْ) أَرْكَانَ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْ ءٍ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْ ءٍ
خدايا از تو درخواست مي كنم، به رحمتت كه همه چيز را فرا گرفته، و به نيرويت كه با آن بر هر چيز چيره گشتي و در برابر آن هر چيز فروتني نموده و همه چيز خوار شده و به جبروتت كه با آن بر همه چيزي فائق آمدي و به عزّتت كه چيزي در برابرش تاب نياورد و به بزرگي ات كه همه چيز را پر كرده و به پادشاهي ات كه برتر از همه چيز قرار گرفته، و به جلوه ات كه پس از نابودي همه چيز باقي است و به نامهايت كه پايه هاي همه چيز را انباشته و به علمت كه بر همه چيز احاطه نموده، و به نور ذاتت كه همه چيز در پرتو آن تابنده گشته،
يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاَءَ
اي نور، اي پاك از هر عيب، اي آغاز هر آغاز، و اي پايان هر پايان، خدايا! بيامرز براي من آن گناهاني را كه پرده حرمت را مي درد، خدايا! بيامرز براي من آن گناهاني را كه كيفرها را فرو مي بارند، خدايا! بيامرز برايم گناهاني را كه نعمتها را دگرگون مي سازند، خدايا! بيامرز برايم آن گناهاني را كه دعا را باز مي دارند، خدايا! بيامرز برايم گناهاني كه بلا را نازل مي كند،
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ أَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى نَفْسِكَ وَ أَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِكَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي شُكْرَكَ وَ أَنْ تُلْهِمَنِي ذِكْرَكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ أَنْ تُسَامِحَنِي وَ تَرْحَمَنِي وَ تَجْعَلَنِي بِقِسْمِكَ رَاضِياً قَانِعاً وَ فِي جَمِيعِ الْأَحْوَالِ مُتَوَاضِعاً
خدايا! بيامرز برايم همه گناهاني را كه مرتكب شدم، و تمام خطاهايي كه به آنها آلوده گشتم، خدايا! با ياد تو به سويت نزديكي مي جويم، و از ناخشنودي تو به درگاه خودت شفاعت مي طلبم، و از تو خواستارم به جودت مرا به بارگاه قرب خويش نزديك گرداني و سپاس خود را نصيب من كني، و يادت را به من الهام نمايي، خدايا! از تو درخواست مي كنم، درخواست بنده اي فروتن، خوار و افتاده، كه با من مدارا نمايي و به من رحم كني و به آنچه روزي ام نموده اي خشنود و قانع بداري و در تمام حالات در عرصه تواضعم بگذاري،
اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ أَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ وَ عَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ وَ عَلاَ مَكَانُكَ وَ خَفِيَ مَكْرُكَ وَ ظَهَرَ أَمْرُكَ وَ غَلَبَ قَهْرُكَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لاَ يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ
خدايا! از تو درخواست مي كنم درخواست كسي كه سخت تهيدست شده و بار نيازش را به هنگام گرفتاريها به آستان تو فرود آورده و ميلش به آنچه نزد توست فزوني يافته، خدايا! فرمانروايي ات بس بزرگ و مقامت والا و تدبيرت پنهان، و فرمانت آشكار، و قهرت چيره، و قدرتت نافذ، و گريز از حكومتت ممكن نيست،
اللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً وَ لاَ لِقَبَائِحِي سَاتِراً وَ لاَ لِشَيْ ءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَ بِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي وَ سَكَنْتُ إِلَى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَ مَنِّكَ عَلَيَ اللَّهُمَّ مَوْلاَيَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ وَ كَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ أَقَلْتَهُ (أَمَلْتَهُ) وَ كَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ
خدايا! آمرزنده اي براي گناهانم و پرده پوشي براي زشتكاريهايم و تبديل كننده اي براي كار زشتم به زيبايي، جز تو نمي يابم، معبودي جز تو نيست، پاك و منزّهي و به ستايشت برخاسته ام، به خود ستم كردم و از روي ناداني جرأت نمودم و به ياد ديرينه ات از من و بخششت بر من به آرامش نشستم، خدايا! اي سرور من چه بسيار زشتي مرا پوشاندي و چه بسيار بلاهاي سنگين و بزرگي كه از من برگرداندي و چه بسيار لغزشي كه مرا از آن نگهداشتي و چه بسيار ناپسند كه از من دور كردي و چه بسيار ستايش نيكويي كه شايسته آن نبودم و تو در ميان مردم پخش كردي،
اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِي وَ أَفْرَطَ بِي سُوءُ حَالِي وَ قَصُرَتْ (قَصَّرَتْ) بِي أَعْمَالِي وَ قَعَدَتْ بِي أَغْلاَلِي وَ حَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ أَمَلِي (آمَالِي) وَ خَدَعَتْنِي الدُّنْيَا بِغُرُورِهَا وَ نَفْسِي بِجِنَايَتِهَا (بِخِيَانَتِهَا) وَ مِطَالِي يَا سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لاَ يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَ فِعَالِي وَ لاَ تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي وَ لاَ تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَى مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَ إِسَاءَتِي وَ دَوَامِ تَفْرِيطِي وَ جَهَالَتِي وَ كَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَ غَفْلَتِي
خدايا! بلايم بزرگ شده و زشتي حالم از حدّ گذشته و كردارم خوارم ساخته و زنجيرهاي گناه مرا زمين گير نموده و دوري آرزوهايم مرا زنداني ساخته و دنيا با غرورش و نفسم با جنايتش و امروز و فردا كردنم در توبه مرا فريفته، اي سرورم از تو درخواست مي كنم به عزّتت كه مانع نشود از اجابت دعايم به درگاهت، بدي عمل و زشتي كردارم و مرا با آنچه از اسرار نهانم مي داني رسوا مسازي و در كيفر آنچه در خلوتهايم انجام دادم، از زشتي كردار و بدي رفتار و تداوم تقصير و ناداني و بسياري شهواتم و غفلتم، شتاب نكني،
وَ كُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الْأَحْوَالِ (فِي الْأَحْوَالِ كُلِّهَا) رَءُوفاً وَ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً، إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي وَ النَّظَرَ فِي أَمْرِي
خدايا! با من در همه احوال مهرورز و بر من در هر كارم به ديده لطف بنگر.
خدايا، پروردگارا، جز تو كه را دارم تا برطرف شدن ناراحتي و نظر لطف در كارم را از او درخواست كنم.
إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي وَ لَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَ أَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ الْقَضَاءُ فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ بَعْضَ (مِنْ نَقْضِ) حُدُودِكَ وَ خَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ (الْحُجَّةُ) عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ
خداي من و سرور من، حكمي را بر من جاري ساختي كه هواي نفسم را در آن پيروي كردم و از فريبكاري آرايش دشمنم نهراسيدم، پس مرا به خواهش دل فريفت و بر اين امر اختيار و اراده ام ياريش نمود، پس بدينسان و بر پايه گذشته هايم از حدودت گذشتم، و با برخي از دستوراتت مخالفت نمودم، پس حجت تنها از ان تواست در همه اينها،
وَ لاَ حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَى عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ وَ أَلْزَمَنِي حُكْمُكَ وَ بَلاَؤُكَ وَ قَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي مُعْتَذِراً نَادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً مُسْتَغْفِراً مُنِيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً لاَ أَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّي وَ لاَ مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِي أَمْرِي غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي وَ إِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةِ (سَعَةٍ مِنْ) رَحْمَتِكَ اللَّهُمَّ (إِلَهِي) فَاقْبَلْ عُذْرِي وَ ارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي وَ فُكَّنِي مِنْ شَدِّ وَثَاقِي
و مرا هيچ حقي نيست در آنچه بر من از سوي قضايت جاري شده و فرمان و آزمايشت ملزمم نموده، اي خداي من اينك پس از كوتاهي در عبادت و زياده روي در خواهش هاي نفس، عذرخواه، پشيمان، شكسته دل، جوياي گذشت، طالب آمرزش، بازگشت كنان با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه، بي آنكه گريزگاهي از آنچه از من سرزده بيابم و نه پناهگاهي كه به آن رو آورم پيدا كنم، جز اينكه پذيراي عذرم باشي، و مرا در رحمت فراگيرت بگنجاني، خدايا! پس عذرم را بپذير، و به بدحالي ام رحم كن و رهايم ساز از بند محكم گناه،
يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي وَ رِقَّةَ جِلْدِي وَ دِقَّةَ عَظْمِي يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَ ذِكْرِي وَ تَرْبِيَتِي وَ بِرِّي وَ تَغْذِيَتِي هَبْنِي لاِبْتِدَاءِ كَرَمِكَ وَ سَالِفِ بِرِّكَ بِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ رَبِّي أَ تُرَاكَ مُعَذِّبِي بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ وَ بَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ وَ لَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَ دُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ
پروردگارا! بر ناتواني جسمم و نازكي پوستم و نرمي استخوانم رحم كن.
اي كه آغازگر آفرينش و ياد و پرورش و نيكي بر من و تغذيه ام بوده اي، اكنون مرا ببخش به همان كَرم نخستت، و پيشينه احسانت بر من، اي خداي من و سرور و پروردگارم، آيا مرا به آتش دوزخ عذاب نمايي، پس از اقرار به يگانگي ات و پس از آنكه دلم از نور شناخت تو روشني گرفت و زبانم در پرتو آن به ذكرت گويا گشت و پس از آنكه درونم از عشقت لبريز شد و پس از صداقت در اعتراف و درخواست خاضعانه ام در برابر پروردگاري ات،
هَيْهَاتَ أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ أَوْ تُبْعِدَ (تُبَعِّدَ) مَنْ أَدْنَيْتَهُ أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلاَءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ وَ لَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَ إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ أَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً وَ عَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مَادِحَةً وَ عَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً
باور نمي كنم چه آن بسيار بعيد است و تو بزرگوارتر از آن هستي كه پرورده ات را تباه كني، يا آن را كه به خود نزديك نموده اي دور نمايي، يا آن را كه پناه دادي از خود براني، يا آن را كه خود كفايت نموده اي و به او رحم كردي به موج بلا واگذاري! اي كاش مي دانستم اي سرورم و معبودم و مولايم، آيا آتش را بر صورتهايي كه براي عظمتت سجده كنان بر زمين نهاده شده مسلّط مي كني و نيز بر زبانهايي كه صادقانه به توحيدت و به سپاست مدح كنان گويا شده و هم بر دلهايي كه بر پايه تحقيق به خداونديت اعتراف كرده
وَ عَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً وَ عَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَ طَائِعَةً وَ أَشَارَتْ بِاسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لاَ أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ يَا رَبِ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلاَءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِهَا وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلاَءٌ وَ مَكْرُوهٌ، قَلِيلٌ مَكْثُهُ، يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ، قَصِيرٌ مُدَّتُهُ
و بر نهادهايي كه معرفت به تو آنها را فرا گرفته تا آنجا كه در پيشگاهت خاضع شده و به اعضايي كه مشتاقانه به سوي پرستشگاههايت شتافته اند و اقراركنان جوياي آمرزش تو بوده اند، شگفتا اين همه را به آتش بسوزاني! هرگز چنين گماني به تو نيست و از فضل تو چنين خبري داده نشده، اي بزرگوار، اي پروردگار و تو از ناتواني ام در برابر اندكي از غم و اندوه دنيا و كيفرهاي آن و آنچه كه از ناگواريها بر اهلش مي گذرد آگاهي، با آنكه اين غم و اندوه و ناگواري درنگش كم، بقايش اندك و مدّتش كوتاه است،
فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلاَءِ الْآخِرَةِ وَ جَلِيلِ (حُلُولِ) وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا وَ هُوَ بَلاَءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقَامُهُ وَ لاَ يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ لِأَنَّهُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ وَ هَذَا مَا لاَ تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي (بِي) وَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ
پس چگونه خواهد بود تابم در برابر بلاي آخرت، و فرود آمدن ناگواريها در آن جهان بر جسم و جانم؟ ! و حال آنكه زمانش طولاني و جايگاهش ابدي است و تخفيفي براي اهل آن بلا نخواهد بود، چرا كه مايه آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودي تو نيست و اين چيزي است كه تاب نياورند در برابرش آسمانها و زمين، اي سرور من تا چه رسد به من؟ ! و حال آنكه من بنده ناتوان، خوار و كوچك، زمين گير و درمانده توأم.
يَا إِلَهِي وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو وَ لِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَ أَبْكِي لِأَلِيمِ الْعَذَابِ وَ شِدَّتِهِ أَمْ لِطُولِ الْبَلاَءِ وَ مُدَّتِهِ فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَهْلِ بَلاَئِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ وَ هَبْنِي (يَا إِلَهِي) صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي النَّارِ وَ رَجَائِي عَفْوُكَ
اي خداي من و پروردگار و سرور و مولايم، براي كداميك از دردهايم به حضرتت شكوه كنم؟ و براي كدامين گرفتاريم به درگاهت بنالم و اشك بريزم؟ آيا براي دردناكي عذاب و سختي اش؟ يا براي طولاني شدن بلا و زمانش؟ پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهي، و بين من و اهل عذابت جمع كني، و ميان من و عاشقان و دوستانت جدايي اندازي، اي خدا و آقا و مولا و پروردگارم، بر فرض كه بر عذابت شكيبائي ورزم، ولي بر فراقت چگونه صبر كنم؟ ! و گيرم اي خداي من بر سوزندگي آتشت صبر كنم، اما چگونه چشم پوشي از كرمت را تاب آورم؟ ! يا چگونه در آتش، سكونت گزينم و حال آنكه اميد من گذشت و عفو تواست؟ !
فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ أُقْسِمُ صَادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الْآمِلِينَ (الْآلِمِينَ) وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ وَ لَأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ يَا غَايَةَ آمَالِ الْعَارِفِينَ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ وَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ
پس به عزّتت اي آقا و مولايم سوگند صادقانه مي خورم، اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذاري در ميان اهل دوزخ به پيشگاهت سخت ناله سر دهم همانند ناله آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم همچون بانگ آنان كه خواهان دادرسي هستند و هر آينه به آستانت گريه كنم چونان كه مبتلا به فقدان عزيزي مي باشند و صدايت مي زنم: كجايي اي سرپرست مؤمنان، اي نهايت آرزوي عارفان، اي فريادرس خواهندگان فريادرس، اي محبوب دلهاي راستان و اي معبود جهانيان،
أَ فَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ (يُسْجَنُ) فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ وَ ذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِيَتِهِ وَ حُبِسَ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَ جَرِيرَتِهِ وَ هُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ وَ يُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ وَ يَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ يَا مَوْلاَيَ فَكَيْفَ يَبْقَى فِي الْعَذَابِ وَ هُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَ هُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ
آيا اين چنين است، اي خداي منزّه، و ستوده كه در دوزخ بشنوي صداي بنده مسلماني كه براي مخالفتش با دستورات تو زنداني شده و مزه عذابش را به خاطر نافرماني چشيده و ميان دركات دوزخ به علّت جرم و جنايتش محبوس شده، و حال آنكه در درگاهت سخت ناله مي زند، همچون ناله آن كه آرزومند رحمت توست، و با زبان اهل توحيدت تو را مي خواند، و به ربوبيتت به پيشگاهت توسّل مي جويد، اي مولاي من، چگونه در عذاب بماند و حال آنكه اميد به بردباري گذشته ات دارد يا آتش چگونه او را به درد آورد درحالي كه بخشش و رحمت تو را آرزو دارد؟ !
أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُهَا وَ أَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَرَى مَكَانَهُ أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبَانِيَتُهَا وَ هُوَ يُنَادِيكَ يَا رَبَّهْ أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِي عِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكُهُ (فَتَتْرُكَهُ) فِيهَا هَيْهَاتَ مَا ذَلِكَ الظَّنُّ بِكَ وَ لاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ وَ لاَ مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَ إِحْسَانِكَ
يا چگونه شعله آتش او را بسوزاند درحالي كه فريادش را مي شنوي و جايش را مي بيني؟ ! يا چگونه آتش او را دربر بگيرد و حال آنكه از ناتواني اش خبر داري؟ ! يا چگونه در طبقات دوزخ به اين سو و آن سو كشانده شود درحالي كه راستگويي اش را مي داني؟ ! يا چگونه فرشته هاي عذاب او را با خشم برانند و حال آنكه تو را به پروردگاريت مي خواند؟ ! يا چگونه ممكن است بخششت را در آزادي از دوزخ اميد داشته باشد و تو او را در آنجا به همان حال واگذاري؟ ! همه اين امور از بنده نوازي تو بس دور است، هرگز گمان ما به تو اين نيست و نه از فضل تو چنين گويند و نه به آنچه كه از خوبي و احسانت با اهل توحيد رفتار كرده اي شباهتي دارد،
فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِيكَ لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَ سَلاَماً وَ مَا كَانَ (كَانَتْ) لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لاَ مُقَاماً (مَقَاماً) لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ وَ أَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً اَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ
پس به يقين مي دانم كه اگر فرمانت در به عذاب كشيدن منكران نبود و حُكمت به هميشگي بودن دشمنانت در آتش صادر نمي شد، هر آينه سرتاسر دوزخ را سرد و سلامت مي كردي و براي احدي در آنجا قرار و جايگاهي نبود، امّا تو كه مقدّس است نامهايت سوگند ياد كردي كه دوزخ را از همه كافران چه پري و چه آدمي پر سازي و ستيزه جويان را در آنجا هميشگي و جاودانه بداري و هم تو ـ كه ثنايت برجسته و والا است ـ به اين گفته ابتدا كردي و با نعمتهايت كريمانه تفضّل فرمودي كه «آيا مؤمن همانند فاسق است؟ نه، مساوي نيستند»
اِلهى وَ سَيِّدى فَاَسْئَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى قَدَّرْتَها وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتى حَتَمْتَها وَ حَكَمْتَها وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ اَجْرَيْتَها اَنْ تَهَبَ لى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فى هذِهِ السّاعَةِ كُلَّ جُرْمٍ اَجْرَمْتُهُ وَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ اَوْ أَعْلَنْتُهُ أَخْفَيْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبينَ
اى خدا و سرور من، از تو خواستارم به قدرتى كه مقدّر نمودى و به فرمانى كه حتميتش دادى و بر همه استوارش نمودى و بر كسيكه بر او اجرايش كردى چيره ساختى كه در اين شب و در اين ساعت بر من ببخشى هر جرمي كه مرتكب شدم و هر گناهى كه به آن آلوده گشتم و هر كار زشتى را كه پنهان ساختم و هر نادانى كه آن را بكار گرفتم خواه پنهان كردم يا آشكار، نهان ساختم يا عيان و هر كار زشتى كه دستور ثبت آن را به نويسندگان بزرگوار دادى
الَّذينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما يَكُونُ مِنّى وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى وَ كُنْتَ اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَراَّئِهِمْ وَالشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ اَخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ وَ اَنْ تُوَفِّرَ حَظّى مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَنْزَلْتَهُ اَوْ اِحْسانٍ فَضَّلْتَهُ اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ اَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ اَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ اَوْ خَطَاءٍ تَسْتُرُهُ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ
آنان كه بر ضبط آنچه از من سر زند گماشتى و آنان را نيز گواهانى بر من قرار دادى علاوه بر اعضايم و خود فراتر از آنها مراقب من بودى و شاهد بر آنچه كه از آنان پنهان ماند و به يقين با رحمتت پنهان ساختى و با فضلت پوشاندى و اينكه از تو ميخواهم از هرچيزيكه نازل كردى يا احسانى كه تفضّل نمودى يا برّ و نيكى كه گستردي يا رزقى كه پراكندى يا گناهى كه بيامرزى يا خطايى كه بپوشانى، پرورگارا، پروردگارا، پروردگارا!
يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَ مالِكَ رِقّى يا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتى يا عَليماً بِضُرّى وَ مَسْكَنَتى يا خَبيراً بِفَقْرى وَ فاقَتى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ اَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ اَسْماَّئِكَ اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً
اى خداى من اى سرور من، اى مولاى من و اختيار دارم، اى كسيكه مهارم به دست اوست، اى آگاه از پريشانى و ناتواني ام اى داناى تهيدستى و ناداري ام، پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! از تو درخواست ميكنم به حقّت و قدست و بزرگ ترين صفات و نام هايت كه همه اوقاتم را از شب و روز به يادت آباد كنى و به خدمت گزاري ات پيوسته بدارى
وَ اَعْمالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً حَتّى تَكُونَ اَعْمالى وَ اَوْرادى كُلُّها وِرْداً واحِداً وَ حالى فى خِدْمَتِكَ سَرْمَداً يا سَيِّدى يا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلى يا مَنْ اِلَيْهِ شَكَوْتُ اَحْوالى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ جَوانِحى وَ هَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْيَتِكَ وَالدَّوامَ فِى الاِْتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ حَتّى اَسْرَحَ اِلَيْكَ فى مَيادينِ السّابِقينَ
و اعمالم را در پيشگاهت قبول فرمايى تا آنكه اعمالم و اورادم همواره هماهنگ و همسو باشد و حالم در خدمت تو پاينده گردد، اى سرور من، اى آن كه بر او تكيه دارم، اى آن كه شِكوِه حالم را تنها به سوى او برم، اى پروردگارم، اى پروردگارم، اى پروردگارم! اعضايم را در راه خدمتت نيرو بخش و دلم را بر عزم و همّت محكم كن، و كوشش در راستاى پروايت و دوام در پيوستن به خدمتت را به من ارزانى دار تا به سويت برانم در ميدانهاي پيشتازان
وَ أُسْرِعَ اِلَيْكَ فِى الْبارِزينَ وَ أَشْتاقَ اِلى قُرْبِكَ فِى الْمُشْتاقينَ وَ أَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصينَ وَ اَخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنينَ وَ اَجْتَمِعَ فى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوَّءٍ فَاَرِدْهُ وَ مَنْ كادَنى فَكِدْهُ وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ اَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ اِلاّ بِفَضْلِكَ وَ جُدْلى بِجُودِكَ وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِكَ
و به سويت بشتابم در ميان شتابندگان و به كوى قربت آيم در ميان مشتاقان و همانند مخلصان به تو نزديك شوم و چون يقين آوردگان از جاه تو بهراسم و با اهل ايمان در جوارت گرد آيم.
خدايا! هركس مرا به بدى قصد كند تو قصدش كن، و هركس با من مكر ورزد تو با او مكر كن، و مرا از بهره مندترين بندگانت نزد خود، و نزديك ترين شان در منزلت به تو و مخصوص ترين شان در رتبه به پيشگاهت بگردان، زيرا اين همه به دست نيايد جز به فضل تو، خدايا! با جودت به من جود كن و با بزرگواريت به من نظر كن
وَاحْفَظْنى بِرَحْمَتِكَ وَاجْعَلْ لِسانى بِذِكْرِكَ لَهِجاً وَ قَلْبى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً وَ مُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ اِجابَتِكَ وَ اَقِلْنى عَثْرَتى وَاغْفِرْ زَلَّتى فَاِنَّكَ قَضَيْتَ عَلى عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ وَ اَمَرْتَهُمْ بِدُعاَّئِكَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الإِجابَةَ فَاِلَيْكَ يا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهى وَ اِلَيْكَ يا رَبِّ مَدَدْتُ يَدى فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعاَّئى وَ بَلِّغْنى مُناىَ وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجاَّئى وَاكْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَعْدآئى ،
و با رحمتت مرا نگاهدار و زبانم را به ذكرت گويا كن، و دلم را به محبتت شيفته و شيدا فرا و بر من منّت گذار با پاسخ نيكويت و لغزشم را ناديده انگار و گناهم را ببخش، زيرا تو بندگانت را به بندگى فرمان دادى و به دعا و درخواست از خود امر كردى و اجابت دعا را براى آنان ضامن شدى، پس اي پروردگار من تنها روى به سوى تو داشتم و دستم را تنها به جانب تو دراز كردم، پس تو را به عزّتت سوگند ميدهم كه دعايم را اجابت كني و مرا به آرزويم برسانى، و اميدم را از فضلت نااميد نكنى، و شرّ دشمنانم را از پرى و آدمى از من كفايت كنى،
يا سَريعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ اِلّا الدُّعاَّءَ فَاِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاَّءُ يا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفاَّءٌ وَ طاعَتُهُ غِنىً اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاَّءُ وَ سِلاحُهُ الْبُكاَّءُ يا سابِغَ النِّعَمِ يا دافِعَ النِّقَمِ يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشينَ فِى الْظُّلَمِ يَا عالِماً لا يُعَلَّمُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بى مَا اَنْتَ أَهْلُهُ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى رَسُولِهِ وَالْأَئِمَّةِ الْمَيامينَ مِنْ الِهِ وَ سَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً
اي خدايي كه زود از بنده ات خشنود مي شوي، بيامرز آن را كه جز دعا چيزي ندارد، همانا تو هرچه بخواهي انجام مي دهي، اي آن كه نامش دوا و يادش شفا و طاعتش توانگري است، رحم كن به كسي كه سرمايه اش اميد و سازوبرگش اشك ريزان است، اي فروريزنده نعمت ها، اي دوركننده بلاها، اي روشني بخش وحشت زدگان در تاريكيها، اي داناي ناآموخته، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و با من چنان كن كه تو را شايد، و درود و سلام فراوان خدا بر پيامبرش و بر امامان خجسته از خاندانش.
دعای توسل
دوّم: علاّمه مجلسى رحمة اللّه فرموده است: در بعضى از كتابهاى معتبر از محمّد بن بابويه نقل كرده اند كه اين دعا را از امامان عليهم السّلام روايت كرده و گفته است: در هيچ امرى آن را نخواندم مگر آنكه به زودى اثر اجابت آنرا يافتم.
و دعا اين است:
اَللَّهُمَّ إِنّى أَسْئَلُكَ وَاَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، يا اَبَاالْقاسِمِ، يَا رَسُولَ اللّهِ، يَا اِمامَ الرَّحْمَةِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، إِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَهِ.
خدايا از تو درخواست دارم و به سويت روي آوردم به وسيله پيامبرت، پيامبر رحمت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) اي ابا القاسم، اي فرستاده خدا، اي پيشواي رحمت، اي آقا و مولاي ما، به تو رو آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا تو را وسيله ساختيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يَا اَبَا الْحَسَنِ، يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ، يا عَلِىَّ بْنَ أَبيطالِبٍ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللَهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللَهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَهِ.
اي ابا الحسن، اي امير المؤمنين، اي علي بن ابيطالب، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم، و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا فاطِمَةُ الزَّهْراَّءُ، يا بِنْتَ مُحَمَّدٍ، يا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ، يا سَيِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكِ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهَةً عِنْدَ اللَهِ، اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللَهِ .
اي فاطمه زهرا، اي دختر دلبند محمّد، اي نور چشم رسول خدا، اي سرور و بانوي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا اَبا مُحَمَّدٍ، يا حَسَنَ بْنَ عَلِي، اَيُّهَا الْمُجْتَبى، يَا بْنَ رَسُولِ اللَهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللَهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللَهِ، إِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَهِ .
اي ابا محمّد، اي حسن بن علي، اي برگزيده، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا أَبا عَبْدِاللَه، يا حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍ، أَيُّهَا الْشَّهيدُ، يَا بْنَ رَسُولِ اللَه، يا حُجَّةَ اللَه عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللَهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا عبد الله، اي حسين بن علي، اي شهيد، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا اَبَا الْحَسَنِ، يا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ، يا زَيْنَ الْعابِدينَ، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا الحسن، اي علي بن الحسين اي زين العابدين، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا اَبا جَعْفَرٍ، يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي، اَيُّهَا الْباقِرُ، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا جعفر، اي محمّد بن علي، اي باقر، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا أَبا عَبْدِ اللّهِ، يا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَيُّهَا الصّادِقُ، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا عبد الله، اي جعفر بن محمّد، اي صادق، اي فرزند رسول خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا أَبَا الْحَسَنِ، يا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ، أَيُّهَا الْكاظِمُ، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا الحسن، اي موسي بن جعفر، اي كاظم، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا أَبَا الْحَسَنِ، يا عَلِىَّ بْنَ مُوسى، أَيُّهَا الرِّضا، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا الحسن، اي علي بن موسي، اي رضا، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا اَبا جَعْفَرٍ، يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي، اَيُّهَا التَّقِىُّ الْجَوادُ، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا جعفر، اي محمّد بن علي، اي تقي جواد، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا أَبَا الْحَسَنِ، يا عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَيُّهَا الْهادِى النَّقِىُّ، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا الحسن، اي علي بن محمّد، اي هادي نقي، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا أَبا مُحَمَّدٍ، يا حَسَنَ بْنَ عَلِي، أَيُّهَا الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي ابا محمّد، اي حسن بن علي، اي پاكنهاد عسكري، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
يا وَصِىَّ الْحَسَنِ، وَالْخَلَفَ الْحُجَّةَ، اَيُّهَا الْقاَّئِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِىُّ، يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
اي جانشين حسن، اي يادگار شايسته، اي پايدار مورد اميد، اي مهدي، اي فرزند فرستاده خدا، اي حجّت خدا بر بندگان، اي آقا و مولاي ما، به تو روي آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوي خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روي حاجاتمان نهاديم، اي آبرومند نزد خدا، براي ما نزد خدا شفاعت كن.
پس از خواندن دعا، حاجات خود را بخواهد كه به خواست خدا برآورده مي شود.
و در روايت ديگري وارد شده است كه بعد از خواندن دعا چنين گويد:
يا سادَتى وَمَوالِىَّ، اِنّى تَوَجَّهْتُ بِكُمْ أَئِمَّتى، وَعُدَّتى لِيَوْمِ فَقْرى وَحاجَتى اِلَى اللّهِ، وَتَوَسَّلْتُ بِكُمْ اِلَى اللّهِ، وَاسْتَشْفَعْتُ بِكُمْ إِلَى اللّهِ، فَاشْفَعُوا لى عِنْدَ اللّهِ، وَاسْتَنْقِذُونى مِنْ ذُنُوبى عِنْدَ اللّهِ، فَاِنَّكُمْ وَسيلَتى اِلَى اللّهِ، وَبِحُبِّكُمْ وَبِقُرْبِكُمْ أَرْجُو نَجاةً مِنَ اللّهِ، فَكُونُوا عِنْدَ اللّهِ رَجائى، يا سادَتى يا أَوْلِياءَ اللّهِ، صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ، وَلَعَنَ اللّهُ أَعْداءَ اللّهِ ظالِميهِمْ مِنَ الْأَوَّلينَ وَالْاخِرينَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.
اي آقايان و سرورانم، من به شما پيشوايان و توشه هايم براي روز تنگدستي روي آوردم، و نيازم به سوي خداست، و توسّل جستم به سوي خدا، پس در نزد خدا واسطه من شويد، و مرا پيش خدا از گناهانم رهايي بخشيد، كه تنها شما وسيله من به جانب خدا هستيد، من با دوستي با شما و نزديك شدن به شما اميدوار نجات از جانب خدا هستم، پس نزد خدا اميد من باشيد، اي آقايان من و دوستداران خدا، خدا بر همه آنان درود فرست و لعنت خدا بر دشمنان خدا، آن ستمگران به محمّد و خاندان محمّد، از پيشينيان و پسينيان، دعايم را اجابت كن اي پروردگار جهانيان.
مؤلف گويد: شيخ كفعمى در كتاب بَلَدُ الأَمين دعاى مفصلى موسوم به دعاى فَرَج نقل كرده كه اين دعاى تَوَسُّل در ضمن آن آمده است و به گمان من، «دوازده امام» خواجه نصير الدين طوسى همين دعاى توسّل است كه آن را با صلوات بر حجّتهاى پاك الهى تركيب كرده اند و مجموعه آن در يك خطبه بليغ و رسا جا گرفته است، و كفعمى آن را در بخشهاى آخر كتاب «مِصْباح» ذكر كرده است.
زیارت امین الله
زيارت دوّم: زيارت معروف به «أَمينُ اللّه» است كه در نهايت اعتبار مى باشد و در تمام كتابهاى زيارتى و مصابيح نقل شده.
علاّمه مجلسى (ره) فرموده: اين زيارت از جهت متن و سند از بهترين زيارات است و بايد در تمام روضه هاى ائمه بر آن مواظبت نمايند، درباره اين زيارت به سندهاى معتبر از جابر، از امام باقر عليه السّلام روايت شده: حضرت زين العابدين عليه السّلام به زيارت امير المؤمنين عليه السّلام آمد، و در كنار قبر آن حضرت ايستاد و گريست و چنين گفت:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ، وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ، (السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ) ، أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ، وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ، وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، حَتَّى دَعَاكَ اللَّهُ إِلَى جِوَارِهِ، فَقَبَضَكَ إِلَيْهِ بِاخْتِيَارِهِ، وَ أَلْزَمَ أَعْدَاءَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مَا لَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَةِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ، اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ، مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ، مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ، صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلائِكَ، [شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ، ذَاكِرَةً لِسَوَابِغِ آلائِكَ] ، مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ، مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِيَائِكَ، مُفَارِقَةً لِأَخْلاقِ أَعْدَائِكَ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِكَ،
سلام بر تو اي امين خدا بر روي زمينش، و حجّت او بر بندگانش، سلام بر تو اي امير مؤمنان [اگر اين زيارت براي امام ديگر خوانده شود، «السلام عليك يا اميرالمؤمنين» گفته نمي شود مؤلف] شهادت مي دهم كه تو در راه خدا آن چنان كه بايد جهاد كردي، و به كتابش عمل نمودي، و روش هاي پيامبرش (درود خدا بر او خاندانش) را پيروي كردي، تا خدا تو را به جوارش خواند، و با اختياراتش تو را به جانب خود قبض روح نمود، و دشمنانت را ملزم به حجّت كرد، با آنچه تو راست از حجّت هاي رسا بر همه مخلوقاتش، خدايا قرار ده نفسم را آرام در برابر تقديرت، خشنود به قضاوتت، حريص به ذكر و دعايت، عاشق به برگزيده دوستانت، محبوب در زمين و آسمانت، شكيبا بر نزول بلايت، سپاسگزار بر فزوني نعمت هايت، يادكننده كامل عطاهايت، مشتاق به شادي ديدارت، توشه برگيرنده تقوا براي روز پاداشت، پيرو روش هاي اوليايت، جداكننده از اخلاق دشمنانت، غافل از دنيا به سپاس و ثنايت،
پس روى مبارك خود را بر قبر گذاشت و گفت:
اللَّهُمَّ إِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتِينَ إِلَيْكَ وَالِهَةٌ، وَ سُبُلَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ شَارِعَةٌ، وَ أَعْلامَ الْقَاصِدِينَ إِلَيْكَ وَاضِحَةٌ، وَ أَفْئِدَةَ الْعَارِفِينَ مِنْكَ فَازِعَةِ، وَ أَصْوَاتَ الدَّاعِينَ إِلَيْكَ صَاعِدَةٌ، وَ أَبْوَابَ الْإِجَابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ، وَ دَعْوَةَ مَنْ نَاجَاكَ مُسْتَجَابَةٌ، وَ تَوْبَةَ مَنْ أَنَابَ إِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ، وَ عَبْرَةَ مَنْ بَكَى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ، وَ الْإِغَاثَةَ لِمَنِ اسْتَغَاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ [مَبْذُولَةٌ] ، وَ الْإِعَانَةَ لِمَنِ اسْتَعَانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ [مَوْجُودَةٌ] ، وَ عِدَاتِكَ لِعِبَادِكَ مُنْجَزَةٌ، وَ زَلَلَ مَنِ اسْتَقَالَكَ مُقَالَةٌ، وَ أَعْمَالَ الْعَامِلِينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ، وَ أَرْزَاقَكَ إِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نَازِلَةٌ، وَ عَوَائِدَ الْمَزِيدِ إِلَيْهِمْ وَاصِلَةٌ، وَ ذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرِينَ مَغْفُورَةٌ، وَ حَوَائِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ، وَ جَوَائِزَ السَّائِلِينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ، وَ عَوَائِدَ الْمَزِيدِ مُتَوَاتِرَةٌ، وَ مَوَائِدَ الْمُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّةٌ، وَ مَنَاهِلَ الظِّمَاءِ [لَدَيْكَ ] مُتْرَعَةٌ، اللَّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعَائِي، وَ اقْبَلْ ثَنَائِي، وَ اجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، إِنَّكَ وَلِيُّ نَعْمَائِي، وَ مُنْتَهَى مُنَايَ، وَ غَايَةُ رَجَائِي فِي مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ.
خدايا دل هاي فروتنان، سرگردان به سوي توست، و راه هاي مشتاقان به درگاهت نمايان است، و نشانه هاي قاصدان كوي ات پيداست، و دل هاي عارفان از تو هراسان است، و صداي خوانندگان به جانب تو بلند است، و درهاي اجابت به رويشان گشوده، و دعاي آنكه با تو مناجات كرد مستجاب است، و توبه كسي كه به سوي تو بازگشت پذيرفته است، و اشك كسي كه از ترس تو گريه كرد مورد رحم است، و فريادرسي براي كسي كه از تو فرياد خواست آماده است، و كمك براي كسي كه از تو كمك خواست رايگان است، و وعده هايت براي بندگانت وفا شده، و لغزش آن كه از تو پوزش خواست ناديده گرفته شده، و اعمال عمل كنندگان نزد تو محفوظ است، و روزي هايت از جانب تو به سوي مخلوقات فرود آينده است، و بهره هاي فزون به سويشان پيوسته است، و گناهان آمرزش جويان آمرزيده است، و حاجات خلق نزد تو برآورده است، و جايزه هاي خواستاران پيش تو كامل گشته است، و عايدات افزون پياپي است، و سفره هاي خواهندگان طعام آماده، و حوضهاي تشنگان لبريز است، خدايا دعايم را مستجاب كن، و ستايشم را بپذير، و بين من و اوليايم جمع كن، به حق محمّد و علي و فاطمه و حسن و حسين، تو ولي نعمت و نهايت آرزو و هدف اميد مني در بازگشتگاه و محلّ اقامتم.
در كتاب «كامل الزيارات» پس از متن زيارت اين جملات آمده است:
أَنْتَ إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلايَ، اغْفِرْ لِأَوْلِيَائِنَا، وَ كُفَّ عَنَّا أَعْدَاءَنَا، وَ اشْغَلْهُمْ عَنْ أَذَانَا، وَ أَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّ وَ اجْعَلْهَا الْعُلْيَا، وَ أَدْحِضْ كَلِمَةَ الْبَاطِلِ وَ اجْعَلْهَا السُّفْلَى، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ
تو معبود و آقا و مولاي مني، دوستانمان را بيامرز، دشمنانمان را از ما بازدار، و از آزار ما غافلشان گردان، و كلمه حق را نمايان و آن را برتر كن، و كلمه باطل را بلغزان و آن را پست تر قرار ده، تو بر هرچيز توانايي.
آنگاه امام باقر عليه السّلام فرمود: هركه از شيعيان ما اين زيارت و دعا را در كنار قبر امير المؤمنين عليه السّلام، يا نزد قبر يكى از ائمه عليهم السّلام بخواند، البته حق تعالى اين زيارت و دعاى او را در نامه اى از نور بالا برد و مهر حضرت محمّد صلّى اللّه و عليه و آله را بر آن بزند و به اين صورت محفوظ باشد، تا به قائم آل محمّد (عج) تسليم كنند، پس صاحبش را به بشارت و تحيّت و كرامت استقبال نمايد ان شاء اللّه تعالى.
مؤلّف گويد: اين زيارت شريفه هم از زيارات مطلقه به حساب مى آيد، و هم از زيارات مخصوصه روز غدير، و هم از زيارات جامعه، كه در جميع روضات مقدسه ائمه خوانده مى شود.
زیارت عاشورا
اول: زيارت عاشوراى معروفه است: كه از نزديك و دور خوانده مي شود، و شرح آن چنان كه شيخ ابو جعفر طوسى در «مصباح» ذكر فرموده چنين است: محمّد ابن اسماعيل بن بزيع، از صالح بن عقبه، از پدرش، از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده: هركه حسين بن على عليهما السّلام را در روز دهم محرّم نزد قبر آن حضرت زيارت كند تا آنكه گريان شود، خدا را در روز قيامت ملاقات كند، با ثوابى به اندازه ثواب دو هزار عمره، و دو هزار جهاد، كه ثواب آن همانند ثواب كسى مي باشد كه در خدمت رسول خدا و ائمه طاهرين عليهم السّلام جهاد كرده باشد.
راوى گفت: فدايت شوم چه ثوابى است براى كسي كه در شهرهاى دور از كربلا باشد، و برايش در مانند اين روز رفتن به سوى قبر آن حضرت ممكن نباشد؟ فرمود: هرگاه چنين باشد به سوى صحرا بيرون رود، يا در خانه خود بر بام بلندى بالا رود، و به سوى آن حضرت به سلام اشاره كند، و در نفرين كردن بر قاتلين آن حضرت بكوشد و پس از آن دو ركعت نماز بخواند.
و اين كار را در اوايل روز، پيش از زوال آفتاب انجام دهد، پس بر امام حسين عليه السّلام زارى و گريه كند و كسانى را كه در خانه اش هستند، هرگاه از ايشان تقيه نمي كند، به گريه كردن بر آن حضرت امر كند، و در خانه خود به اظهار جزع بر آن حضرت عزا بپا دارد و يكديگر را به مصيبتشان به حسين عليه السّلام تعزيت گويند، و من بر خدا براى ايشان همه آن ثوابها را ضامنم، هرگاه اين عمل را بياورند.
گفتم: فدايت شوم اين ثوابها را براى ايشان ضامن مي شوى، و آنها را كفيل مي گردى؟ فرمود: آرى من ضامن و كفيلم براى كسي كه اين عمل را بجا آورد.
گفتم: يكديگر را چگونه تعزيت گويند؟ فرمود: بگويند:
اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ، وَجَعَلَنا وَاِيّاكُمْ مِنَ الطّالِبينَ بِثارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ.
خداي بزرگ فرمايد اجرهايمان را به مصيبتمان بر حسين (درود بر او) ، و ما و شما را از خواهندگان خون او همراه با وليّ اش امام مهدي از خاندان محمّد (درود بر ايشان) قرار دهد.
و اگر بتوانى آن روز را به دنبال حاجتى بيرون نروى، بيرون نرو، زيرا روز نحسى است، كه در آن حاجت مؤمن برآورده نمي شود، و اگر برآورده شود براى او مبارك نخواهد بود، و در آن خير و رشدى نخواهد ديد، و در آن روز هيچ كدام از شما براى منزلش، البته چيزى ذخيره نكند، چرا كه هركه در آن روز چيزى ذخيره كند، در آن چيز بركت نخواهد ديد، و براى او و اهلش كه جهت آنها ذخيره كرده مبارك نخواهد بود.
هرگاه اين عمل را بجا آوردند، حق تعالي براي ايشان ثواب هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بنويسد، كه گويا همه را با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم انجام داده باشد، و براى اوست مزد و پاداش مصيبت هر پيامبر و رسول و وصىّ و صدّيق و شهيدى كه مرده يا كشته شده باشد، از زمانى كه حق تعالى خلق فرموده دنيا را تا زمانى كه قيامت بر پا شود.
صالح بن عقبه و سيف بن عميرى گفته اند: علقمة بن محمّد حضرمى گفت: به حضرت باقر عليه السّلام گفتم: به من دعايى تعليم فرما كه آن در اين روز بخوانم هرگاه آن جناب را از نزديك زيارت كنم، و دعايى كه آن را بخوانم هرگاه او را از نزديك زيارت ننمايم و بخواهم به سلام به جانب او از شهرهاى دور از خانه ام اشاره كنم.
به من فرمود: اى علقمه هرگاه آن دو ركعت نماز را بجاى آوردى به سوى آن حضرت به سلام اشاره كن و در وقت اشاره به آن حضرت پس از گفتن تكبير اين كلام را بگو: [زيارتى كه چند سطر بعد ذكر ميشود] به درستى كه هرگاه اين كلام را گفتى، دعا كرده اى به آن چيزى كه دعا مي كنند، به آن زائران آن حضرت از ملائكه، و خدا براى تو صد هزار هزار درجه بنويسد و همانند كسى باشى كه با امام حسين عليه السّلام شهيد شده باشد تا مشاركت كنى با ايشان در درجاتشان و شناخته نشوى مگر در زمره شهيدانى كه با آن حضرت شهيد شده اند و براى تو نوشته شود زيارت هر پيامبر و رسولى و پاداش زيارت هركه زيارت كرده امام حسين عليه السّلام را از روزى كه شهيد شده، سلام خدا بر آن حضرت و اهل بيتش باد، مي گويى:
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، (السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ) ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ، وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ، عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ،
سلام بر تو اي ابا عبد الله، سلام بر تو اي فرزند رسول خدا، سلام بر تو اي فرزند امير مؤمنان، و فرزند سرور جانشينان، سلام بر تو اي فرزند فاطمه سرور بانوان جهانيان، سلام بر تو اي خون خدا، و فرزند خون خدا، و اي تنهاي مظلوم، سلام بر تو و جان هايي كه به درگاهت فرود آمدند، از جانب من بر همگي شما سلام خدا براي هميشه، تا هستم و تا شب و روز باقي است،
يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ، وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا، وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ ، وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ ، فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ، وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ،
اي ابا عبد الله، هرآينه عزايت بزرگ و سنگين شد، و مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام بس بزرگ گشت، و سنگين و بزرگ شد مصيبتت در آسمان ها بر همه اهل آسمان، خدا لعنت كند امّتي را كه بناي ستم و بي داد را بر شما اهل بيت بنيان نهادند، و خدا لعنت كند قومي را كه شما را از مقامتان دور كرد، و از مرتبه هايتان بركنار نمود، مرتبه هايي كه خدا شما را در آن ها جاي داد و خدا لعنت كند امّتي را كه شما را كشتند،
وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ، بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ ، يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً، وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ، وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً) ،
و خدا لعنت كند آنان را كه امكان و توان جنگ با شما را براي ايشان تدارك ديدند، من بيزاري مي جويم به سوي خدا و به جانب شما از ايشان و از شيعيان و پيروان و دوستدارانشان، اي ابا عبد الله من در صلحم با كسي كه با شما صلح كرد، و در جنگم با كسي كه با شما جنگيد تا روز قيامت، و خدا لعنت كند خاندان زياد و خاندان مروان را، و خدا همه بني اميه را لعنت كند، و لعنت كند پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر را،
وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ، بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي ، لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ، فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ، وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ، يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ، وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاَتِكَ ،
و لعنت كند امّتي را كه مركب ها را زين كردند و لگام زدند و جنگ با تو را دنبال كردند، پدر و مادرم به فدايت، همانا مصيبتت بر من سنگين شد، از خدا كه مقامت را گرامي داشت، و مرا به وسيله تو كرامت بخشيد، درخواست مي كنم كه خون خواهي تو را همراه پيشواي ياري شده از اهل بيت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) روزي من كند، خدايا به حق حسين مرا نزد خود در دنيا و آخرت آبرومند قرار ده، اي ابا عبد الله من به خدا و رسولش و امير مؤمنان و فاطمه و حسن و تو تقرّب مي جويم، به دوستي تو،
وَ بِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ، وَ بِالْبَراءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ، وَ أَبْرَءُ إِلَى اللهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ، وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ ، وَ جَرَى فِي ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ ، وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاَتِكُمْ، وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ، وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ، وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ، وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ، إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ،
و به بيزاري از كسي كه پايه گذاري كرد اساس اين واقعه را، و بنا نهاد بر آن بنيانش را، و روان شد در ستم و بيدادش بر شما و شيعيان شما، از ايشان به سوي خدا و شما بيزارم، و به خدا تقرّب مي جويم و پس از آن به شما با دوستي نسبت به شما و دوستي نسبت به دوستان شما، و به بيزاري از دشمنانتان، و برپاكنندگان جنگ با شما، و به بيزاري از شيعيان و پيروان آن ها، من در صلحم با كسي كه با شما صلح كرد، و در جنگم با كسي كه با شما جنگيد، و دوستم با كسي كه شما را دوست داشت، و دشمنم با كسي كه شما را دشمن داشت،
فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ، وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ ، أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ، وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ، وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ ، وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ (مَهْدِيٍّ) هُدًى ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ ،
پس درخواست مي كنم از خدا كه مرا به معرفت شما و دوستان شما گرامي داشت، و بيزاري از دشمنان شما را نصيب من كرد، اينكه مرا در دنيا و آخرت با شما قرار دهد، و جايگاهم را نزد شما در دنيا و آخرت استوار بدارد، و از او مي خواهم كه مرا برساند به مقام ستوده اي كه براي شما نزد خداست، و روزي كند خون خواهي ام را به همراه امام هدايت گر آشكار و گوياي به حق از خاندان شما،
وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ، وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ ، مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا، وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ، وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (الْأَرَضِينَ) ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ،
و از خدا درخواست مي كنم به حق شما، و شأني كه براي شما نزد اوست، كه عطا كند به من به خاطر مصيبت زدگي ام به شما برترين چيزي را كه عطا كند به مصيبت زده اي به خاطر مصيبتش، چه مصيبتي بزرگ است آن مصيبت، و چه عظيم است آن عزا در اسلام، و در همه آسمان ها و زمين، خدايا در اين جايگاه مرا از كساني قرار ده كه از جانب تو به آنان درود و رحمت و آمرزش مي رسد، خدايا حياتم را حيات [آميخته به عشق] محمّد و خاندان محمّد، و مرگم را مرگ [در حال شيفتگي به] محمّد و خاندان محمّد قرار ده،
اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ، عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) ، اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ، وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ، عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ ، وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) ،
خدايا اين روز روزي است كه به آن تبرّك جستند بني اميه، و فرزند جگرخوار، آن لعنت شده فرزند لعنت شده بر زبان تو و زبان پيامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) در هر كجا و هر موقفي كه پيامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) در آن ايستاد، خدايا لعنت كن اباسفيان و معاويه و يزيد فرزند معاويه را، كه از جانب تو بر آنان لعنت باد به جاودانگي جاودان ها، و امروز روزي است كه خوشحال شدند به اين روز خاندان زياد و خاندان مروان، بخاطر كشتن حضرت امام حسين (درود خدا بر او)
اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ) ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ، وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا، وَ أَيَّامِ حَيَاتِي، بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ، وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ، وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ،
خدايا پس لعنت و شكنجه ات را بر آنان دوچندان كن، خداي من در اين روز و در اين جايگاه و همه روزهاي زندگي ام به تو تقرّب مي جويم به بيزاري از اينان و لعنت بر ايشان، و به دوستي پيامبر و خاندان پيامبرت (درود بر او و ايشان)
سپس صد مرتبه مي گويى:
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ، اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ، وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ (تَايَعَتْ) عَلَى قَتْلِهِ، اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً،
بعد صد مرتبه مي گويى:
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ (لِزِيَارَتِكَ) ، السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ، وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ ) ، وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ ،
خدايا لعنت كن نخستين ستمكاري را كه به حق محمّد و خاندان محمّد ستم كرد، و آخرين كسي را كه در اين ستم از او پيروي نمود.
خدايا لعنت كن جمعيتي را كه با حسين پيكار كردند، و همراهي نمودند و پيمان بستند و پيروي كردند بر كشتن آن حضرت، خدايا همه آنان را لعنت كن، سلام بر تو اي ابا عبد الله، و بر جان هايي كه به درگاهت فرود آمدند، از جانب من سلام خدا بر تو باد هميشه تا هستم و تا شب و روز باقي است، و خدا زيارت شما را آخرين زيارت از سوي من قرار ندهد، سلام بر حسين و بر علي بن الحسين و فرزندان حسين، و ياران حسين،
آنگاه مي گويي:
اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي، وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِيَ، وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ ، اللَّهُمَّ الْعَنْ يَزِيدَ خَامِساً، وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ، وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً، وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ،
خدايا اختصاص ده اوّلين ستمكار را از جانب من به لعنت، و آغاز كن به آن لعنت اولين را، سپس دومين و سومين و چهارمين را، خدايا يزيد، پنجم آنان را لعنت كن، و لعنت كن عبيد الله بن زياد و پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر و خاندان ابوسفيان و خاندان زياد و خاندان مروان را تا روز قيامت،
سپس به سجده مي روي و مي گويي:
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ، الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي ، اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ، وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ، الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام .
خدايا سپاس تو را سپاس شكرگزارانِ از تو بر مصيبت زدگي آنان، خداي را سپاس بر بزرگي عزايم، خدايا شفاعت حسين را در روز ورود [به قيامت] نصيبم كن، و ثابت بدار قدم صدق مرا نزد خود به همراه حسين و ياران حسين، آنان كه جانشان را در دفاع از حسين (درود بر او) بخشيدند.
علقمه گفت: حضرت باقر عليه السّلام فرمود: اگر بتوانى آن حضرت را هر روز به اين زيارت در خانه خود زيارت كنى زيارت كن، كه تمام اين ثوابها براى تو خواهد بود.
زیارت آل یس
پس از آن وارد سرداب مطهّر شو، و حضرت را به آنچه خود دستور العمل داده اند زيارت كن، چنان كه شيخ جليل احمد بن ابى طالب طبرسى در كتاب شريف «احتجاج» روايت كرده كه از ناحيه مقدّسه، به سوى محمّد حميري پس از جواب مسائلى كه از آن حضرت پرسيده بود، اين مضمون شرف صدور يافت:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ لا لِأَمْرِهِ تَعْقِلُونَ وَ لا مِنْ أَوْلِيَائِهِ تَقْبَلُوَن حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِي النُّذُرُ [عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ ] السَّلامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و هميشگى است، نه فرمانش را تعقل مي كنيد، و نه از اوليايش مى پذيريد، حكمتى است رسا، ولى بيم دادن ها سودشان ندهد، سلام بر ما و بر بندگان شايسته خدا.
هرگاه خواستيد به وسيله ما به سوي خداى تبارك و تعالى و به سوى ما توجه كنيد، پس بگوييد چنان كه خداى تعالى فرموده است:
سَلامٌ عَلَى آلِ يس السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ اللَّهِ وَ دَيَّانَ دِينِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللَّهِ وَ نَاصِرَ حَقِّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا تَالِيَ كِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ السَّلامُ عَلَيْكَ فِي آنَاءِ لَيْلِكَ وَ أَطْرَافِ نَهَارِكَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَهُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ وَعْدا غَيْرَ مَكْذُوبٍ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَ تَقْنُتُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُ،
سلام بر خاندان يس، سلام بر تو اى دعوت كننده به سوى خدا، و آگاه به آياتش، سلام بر تو اى باب خدا و سياست مدار دينش، سلام بر تو اى خليفه خدا و ياور حقّش، سلام بر تو اى حجّت خدا، و راهنما به سوى اراده اش، سلام بر تو اى تلاوت كننده كتاب خدا و تفسيركننده اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو اى بجا مانده خدا در زمينش، سلام بر تو اى پيمان خدا كه آن را برگرفت و محكمش كرد، سلام بر تو اى وعده خدا كه آن را ضمانت نمود، سلام بر تو اى پرچم برافراشته و دانش سرريز، و فريادرس و رحمت گسترده، و وعده بي دروغ، سلام بر تو هنگامي كه بر مى خيزى، سلام بر تو زمانى كه مى نشينى، سلام بر تو وقتى كه مي خوانى و بيان مى كنى، سلام بر تو هنگامى كه نماز مى خوانى و قنوت بجا مى آورى، سلام بر تو زمانى كه ركوع و سجود مينمايى، سلام بر تو وقتى كه تهليل و تكبير مي گويي سلام بر تو هنگامى كه سپاس و استغفار مى نمايى،
السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِي السَّلامُ عَلَيْكَ فِي اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الْمَأْمُونُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ السَّلامُ عَلَيْكَ بِجَوَامِعِ السَّلامِ أُشْهِدُكَ يَا مَوْلايَ أَنِّي أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لا حَبِيبَ إِلا هُوَ وَ أَهْلُهُ وَ أُشْهِدُكَ يَا مَوْلايَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حُجَّتُهُ وَ الْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَ الْحُسَيْنَ حُجَّتُهُ وَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ حُجَّتُهُ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى حُجَّتُهُ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ وَ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ ،
سلام بر تو زماني كه صبح و شام مي كنى، سلام بر تو در شب هنگامى كه مى پوشاند، و در روز وقتى كه آشكار مى شود، سلام بر تو اى پيشواى امين، سلام بر تو اي پيش نهاده آرزو شده، سلام بر تو به همه سلام ها، تو را گواه مى گيرم اى مولايم، كه گواهى مي دهم معبودي جز خدا نيست، يگانه است و شريكى ندارد، و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبى جز او و اهل بيتش نيست و تو را گواه مي گيرم اى مولايم، بر اينكه على امير مؤمنان و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر، و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على، حجّت هاى خدايند و گواهى مى دهم كه تو حجّت خدايى،
أَنْتُمْ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ أَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ لا رَيْبَ فِيهَا يَوْمَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ أَنَّ نَاكِراً وَ نَكِيراً حَقٌّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ أَنَّ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِرْصَادَ حَقٌّ وَ الْمِيزَانَ حَقٌّ وَ الْحَشْرَ حَقٌّ وَ الْحِسَابَ حَقٌّ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعِيدَ بِهِمَا حَقٌّ يَا مَوْلايَ شَقِيَ مَنْ خَالَفَكُمْ وَ سَعِدَ مَنْ أَطَاعَكُمْ فَاشْهَدْ عَلَى مَا أَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ وَ أَنَا وَلِيٌّ لَكَ بَرِي ءٌ مِنْ عَدُوِّكَ فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا أَسْخَطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْهُ فَنَفْسِي مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِكُمْ يَا مَوْلايَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ وَ نُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَ مَوَدَّتِي خَالِصَةٌ لَكُمْ آمِينَ آمِينَ.
شما آغاز و انجام هستيد، و همانا بازگشت شما حق است، ترديدى در آن نيست، روزى كه كسى را ايمانش سود نبخشد، كه پيش از اين ايمان نياورده بود يا در ايمانش كسب خيرى نكرده بود، و گواهى ميدهم كه مرگ، و ناكر و نكير و زنده شدن و برانگيختن و صراط و كمينگاه و ميزان و گرد آوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده تهديد به هر دو حق است اى مولاى من، بدبخت شد كسى كه با شما مخالفت ورزيد، و خوشبخت شد كسيكه از شما اطاعت كرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم، و من دوست تو، و بيزار از دشمن توام، پس حق آن است كه شما به آن خشنود شديد، و باطل آن است كه شما از ان ناخشنود گشتيد، و معروف آن است كه شما به آن امر فرموديد، و منكر آن است كه شما از آن نهى كرديد، پس نهاد من مؤمن به خداى يگانه بي شريك، و به رسول او، و به امير مؤمنان و به شماست اى مولاى من، به آغاز و انجام شما، و ياريام براى شما آماده، و دوستى ام نسبت به شما بى آلايش است، اجابت فرما، اجابت فرما.
و پس از آن، اين دعا خوانده شود:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ نَبِيِّ رَحْمَتِكَ وَ كَلِمَةِ نُورِكَ وَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِي نُورَ الْيَقِينِ وَ صَدْرِي نُورَ الْإِيمَانِ وَ فِكْرِي نُورَ النِّيَّاتِ وَ عَزْمِي نُورَ الْعِلْمِ وَ قُوَّتِي نُورَ الْعَمَلِ وَ لِسَانِي نُورَ الصِّدْقِ وَ دِينِي نُورَ الْبَصَائِرِ مِنْ عِنْدِكَ وَ بَصَرِي نُورَ الضِّيَاءِ وَ سَمْعِي نُورَ الْحِكْمَةِ وَ مَوَدَّتِي نُورَ الْمُوَالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ حَتَّى أَلْقَاكَ وَ قَدْ وَفَيْتُ بِعَهْدِكَ وَ مِيثَاقِكَ فَتُغَشِّيَنِي رَحْمَتَكَ [رَحْمَتُكَ ] يَا وَلِيُّ يَا حَمِيدُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى [مُحَمَّدٍ] حُجَّتِكَ فِي أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي بِلادِكَ وَ الدَّاعِي إِلَى سَبِيلِكَ وَ الْقَائِمِ بِقِسْطِكَ وَ الثَّائِرِ بِأَمْرِكَ وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ بَوَارِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّي الظُّلْمَةِ وَ مُنِيرِ الْحَقِّ وَ النَّاطِقِ بِالْحِكْمَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ التَّامَّةِ فِي أَرْضِكَ الْمُرْتَقِبِ الْخَائِفِ وَ الْوَلِيِّ النَّاصِحِ،
خدايا من از تو مي خواهم كه بر محمّد پيامبر رحمتت، و كلمه نورت درود فرستى، و پر كنى دلم را با نور يقين، و سينه ام را با نور ايمان، و فكرم را با نور تصميم، و اراده ام را با نور دانش، و نيرويم را با نور عمل، و زبانم را با نور راستى، و دينم را با نور بينايى از سوى خود، و يده ام را با نور روشنايى، و گوشم را با نور حكمت، و مؤدّتم را با نور دوستى محمّد و خاندانش (درود بر ايشان) تا ديدارت كنم درحالى كه به عهد و پيمانت وفا كرده ام، پس فرا بگيرد رحمتت مرا اى سرپرست و اى ستوده، خدايا درود فرست بر محمّد [نا مبارك امام دوازدهم] ، حجّتت در زمينت، و خليفه ات در كشورهايت، و دعوت كننده به راهت، و قيام كننده به عدلت، و انقلاب كننده به فرمانت، دوست اهل ايمان و نابودكننده كافران، و زداينده تاريكى، و روشنى بخش حق، و گوياى به حكمت و راستى، و كلمه كاملت در زمين، آن منتظر بيمناك، و ولىّ خيرخواه،
سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَى وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَى وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَى وَ مُجَلِّي الْعَمَى [الْغَمَّاءِ] الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلا وَ قِسْطا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ ابْنِ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ أَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَ أَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيرا اللَّهُمَّ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ وَ انْصُرْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَوْلِيَاءَهُ وَ شِيعَتَهُ وَ أَنْصَارَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْهُمُ اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ بَاغٍ وَ طَاغٍ وَ مِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ وَ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ احْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ مِنْ أَنْ يُوصَلَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ وَ احْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَ آلَ رَسُولِكَ ،
كشتى نجات، و پرچم هدايت، و روشنى ديدگان مردم، و بهترين كسى كه جامه و رداى خلافت پوشيد، و زداينده كوردلى، كه زمين را پر از عدل و داد مى كند، چنان كه از ستم ستمكاران پر شده كه تو بر هرچيز توانايى.
خدايا درود فرست بر وليّت و فرزند اوليايت، آنان كه اطاعتشان را لازم نمودي و حقّشان را واجب كردى، و پليدى را از ايشان زدودى، و پاكشان نمودى پاك ساختنى درخور.
خدايا او را يارى كن، و به وسيله او براى دينت پيروزى آور، و اوليايت، و اوليايش، و پيروان و يارانش را، به سبب او يارى ده.
خدايا پناهش ده از شرّ هر متجاوز و سركش، و از شرّ تمام آفريدگانت، و او را محافظت فرما از پيش رو و پشت سرش، و از راست و چپ، و از او پاسدارى كن، و از اينكه به او آسيبى رسد نگهدارى اش فرما، و حفظ كن بوسيله او رسول و خاندان رسولت را،
وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَ أَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْ نَاصِرِيهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ اقْصِمْ قَاصِمِيهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكُفْرِ وَ اقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ جَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ حَيْثُ كَانُوا مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلا وَ أَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْنِي اللَّهُمَّ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ أَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مَا يَأْمُلُونَ وَ فِي عَدُوِّهِمْ مَا يَحْذَرُونَ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
و عدالت را به وسيله او آشكار نما، و او را به پيروزى تاييد كن، و ياورش را يارى ده، و واگذارنده اش را به خوارى نشان و شكننده اش را بشكن، و به وسيله او گردن كشان كفر را درهم بكوب، و كافران را به قتل برسان و منافقان و همه بي دينان را از ميان برادر هر كجا كه باشند، از مشارق و مغارب زمين، و خشكى و درياى كره خاك، و به وسيله او زمين را از عدالت پر كن، و دين پيامبرت را به او نمايان ساز، خدايا قرار ده مرا از ياوران، و كمك كاران و پيروان و شيعيانش، و به من بنمايان در باره خاندان محمد (درود بر ايشان) ، آنچه آنان آرزو دارند، و درباره دشمنان شان آنچه از ان پرهيز مينمايند اى معبود حق آمين، اى صاحب بزرگى و بزرگوارى، اى مهربان ترين مهربانان.
زيارتى ديگر: به نقل از كتاب هاى معتبر علما، و ان اينكه بر در حرم آن حضرت بايست و بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللَّهِ وَ خَلِيفَةَ آبَائِهِ الْمَهْدِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَصِيَّ الْأَوْصِيَاءِ الْمَاضِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَافِظَ أَسْرَارِ رَبِّ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ مِنَ الصَّفْوَةِ الْمُنْتَجَبِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَنْوَارِ الزَّاهِرَةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَعْلامِ الْبَاهِرَةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَعْدِنَ الْعُلُومِ النَّبَوِيَّةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ اللَّهِ الَّذِي لا يُؤْتَى إِلا مِنْهُ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَبِيلَ اللَّهِ الَّذِي مَنْ سَلَكَ غَيْرَهُ هَلَكَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَاظِرَ شَجَرَةِ طُوبَى وَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي لا يُطْفَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ الَّتِي لا تَخْفَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ،
سلام بر تو اى خليفه خدا و خليفه پدران راه يافته اش، سلام بر تو اى وصىّ جانشينان گذشته، سلام بر تو اى نگهبان رازهاى پروردگار جهانيان، سلام بر تو اى باقيمانده خدا از زبده برگزيدگان، سلام بر تو اى فرزند نورهاى درخشان، سلام بر تو اى فرزند پرچم هاي خوش نما، سلام بر تو اى فرزند عترت پاكيزه، سلام بر تو اى سرچشمه علوم نبوي سلام بر تو اى درگاه خدا كه آمده نشود جز از آن، سلام بر تو اى راه خدا، كه هر كه جز آن پيمود، هلاك شد، سلام بر تو اى نظركننده به درخت طوبى و سدرة المنتهى، سلام بر تو اى نور خدا كه خاموش نگردد، سلام بر تو اى حجّت خدا كه پنهان نماند، سلام بر تو اى حجّت خدا بر هر كه در زمين و آسمان است،
السَّلامُ عَلَيْكَ سَلامَ مَنْ عَرَفَكَ بِمَا عَرَّفَكَ بِهِ اللَّهُ وَ نَعَتَكَ بِبَعْضِ نُعُوتِكَ الَّتِي أَنْتَ أَهْلُهَا وَ فَوْقَهَا أَشْهَدُ أَنَّكَ الْحُجَّةُ عَلَى مَنْ مَضَى وَ مَنْ بَقِيَ وَ أَنَّ حِزْبَكَ هُمُ الْغَالِبُونَ وَ أَوْلِيَاءَكَ هُمُ الْفَائِزُونَ وَ أَعْدَاءَكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ وَ أَنَّكَ خَازِنُ كُلِّ عِلْمٍ وَ فَاتِقُ كُلِّ رَتْقٍ وَ مُحَقِّقُ كُلِّ حَقٍّ وَ مُبْطِلُ كُلِّ بَاطِلٍ رَضِيتُكَ يَا مَوْلايَ إِمَاما وَ هَادِيا وَ وَلِيّا وَ مُرْشِدا لا أَبْتَغِي بِكَ بَدَلا وَ لا أَتَّخِذُ مِنْ دُونِكَ وَلِيّا أَشْهَدُ أَنَّكَ الْحَقُّ الثَّابِتُ الَّذِي لا عَيْبَ فِيهِ وَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ فِيكَ حَقٌّ لا أَرْتَابُ لِطُولِ الْغَيْبَةِ وَ بُعْدِ الْأَمَدِ وَ لا أَتَحَيَّرُ مَعَ مَنْ جَهِلَكَ وَ جَهِلَ بِكَ مُنْتَظِرٌ مُتَوَقِّعٌ لِأَيَّامِكَ وَ أَنْتَ الشَّافِعُ الَّذِي لا يُنَازَعُ [تُنَازَعُ ] وَ الْوَلِيُّ الَّذِي لا يُدَافَعُ [تُدَافَعُ ] ذَخَرَكَ اللَّهُ لِنُصْرَةِ الدِّينِ وَ إِعْزَازِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الانْتِقَامِ مِنَ الْجَاحِدِينَ الْمَارِقِينَ.
سلام بر تو سلام كسي كه تو را شناخته، به آنگونه كه خدا تو را به آن شناسانده، و تو را وصف كرد، به برخى اوصافت، كه تو سزاوار آنى، و برتر از آنى.
گواهى مى دهم كه تو حجّتى بر آنان كه در گذشته اند و آنان كه مانده اند، و اينكه گروه تو گروه پيروز، و دوستانت دوستان رستگار، و دشمنانت زيانكارند و تو خزانه دار هر دانشى، و گشاينده هر بسته اى، و بپادارنده هر حقىّ، و باطل كننده هر باطلى، من به تو راضي شدم اى مولايم براى پيشوا بودن، و راهنما و سرپرست و رهبرى، و ديگرى را به جاى تو نجويم، و به غير تو سرپرستى نگيرم گواهى مي دهم كه تويى آن حق ثابت، كه عيبى در آن نيست، و وعده خدا در باره تو حقّ است، و من به خاطر طول غيبت و درازاى مدت، شك نمي كنم، و با آنان كه تو را نشناختند و به تو جهل ورزيدند، سرگردان نشوم، منتظر و متوّقع روزهاى توام و تويى شفاعت كننده اى كه با تو نزاع نشود، و سرپرستى كه مزاحمتى برايت ايجاد نگردد، خدا تو را براى دين، و عزّت مؤمنان، و انتقام از منكران بيرون رفته از دين مهيّا نمود.
أَشْهَدُ أَنَّ بِوِلايَتِكَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ وَ تُزَكَّى الْأَفْعَالُ وَ تُضَاعَفُ الْحَسَنَاتُ وَ تُمْحَى السَّيِّئَاتُ فَمَنْ جَاءَ بِوِلايَتِكَ وَ اعْتَرَفَ بِإِمَامَتِكَ قُبِلَتْ أَعْمَالُهُ وَ صُدِّقَتْ أَقْوَالُهُ وَ تَضَاعَفَتْ حَسَنَاتُهُ وَ مُحِيَتْ سَيِّئَاتُهُ وَ مَنْ عَدَلَ عَنْ وِلايَتِكَ وَ جَهِلَ مَعْرِفَتَكَ وَ اسْتَبْدَلَ بِكَ غَيْرَكَ كَبَّهُ اللَّهُ عَلَى مَنْخِرِهِ فِي النَّارِ وَ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ عَمَلا وَ لَمْ يُقِمْ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنا أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُ مَلائِكَتَهُ وَ أُشْهِدُكَ يَا مَوْلايَ بِهَذَا ظَاهِرُهُ كَبَاطِنِهِ وَ سِرُّهُ كَعَلانِيَتِهِ وَ أَنْتَ الشَّاهِدُ عَلَى ذَلِكَ وَ هُوَ عَهْدِي إِلَيْكَ وَ مِيثَاقِي لَدَيْكَ إِذْ أَنْتَ نِظَامُ الدِّينِ وَ يَعْسُوبُ الْمُتَّقِينَ وَ عِزُّ الْمُوَحِّدِينَ وَ بِذَلِكَ أَمَرَنِي رَبُّ الْعَالَمِينَ فَلَوْ تَطَاوَلَتِ الدُّهُورُ وَ تَمَادَتِ الْأَعْمَارُ [الْأَعْصَارُ] لَمْ أَزْدَدْ فِيكَ إِلّا يَقِيناً وَ لَكَ إِلّا حُبّاً وَ عَلَيْكَ إِلّا مُتَّكَلاً وَ مُعْتَمَداً [تَوَكُّلا وَ اعْتِمَادا] وَ لِظُهُورِكَ إِلّا مُتَوَقَّعاً وَ مُنْتَظَرا [تَوَقُّعا وَ انْتِظَارا] ،
گواهى مي دهم كه به وسيله ولايتت اعمال پذيرفته مى شود، و كردار پاك مى گردد، و خوبي ها چند برابر گردد، و بدي ها از بين مى رود، پس هركه ولايتت را آورد و به امامتت اعتراف نمود، اعمالش پذيرفته شود، و گفته هايش مورد تصديق قرار گيرد، و خوبي هايش چند برابر گردد، و بدي هايش محو شود، و هركه از ولايتت منحرف شد، و به شناختت جهل ورزيد، و تو را با ديگرى عوض كرد خدا او را با صورتت به آتش دراندازد، و عملى را از او نپذيرد، و براى او در قيامت ميزان سنجشى بر پا نكند خدا و فرشتگان و تو را اى مولايم به اين حقايق، كه ظاهرش مانند باطن آن و نهانش چون آشكار آن است گواه مى گيرم و تو ر اين و بر آن گواهى، و آن عهد من با تو، و پيمانم نزد توست، زيرا تويى نظام دين و رييس پرهيزگاران، و عزّت يكتاپرستان، و به همين معنا پروردگار جهانيان به من دستور داده، پس اگر روزگارها طولانى گردد و عمرها امتداد يابد، مرا نيفزايد درباره تو جز يقين، و نسبت به تو جز محبت، و بر تو جز توكل، و اعتماد، و براى ظهورت جز توقع و انتظار،
وَ لِجِهَادِي بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَرَقَّباً [إِلا تَرَقُّبا] فَأَبْذُلُ نَفْسِي وَ مَالِي وَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ جَمِيعَ مَا خَوَّلَنِي رَبِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ التَّصَرُّفَ بَيْنَ أَمْرِكَ وَ نَهْيِكَ مَوْلايَ فَإِنْ أَدْرَكْتُ أَيَّامَكَ الزَّاهِرَةَ وَ أَعْلامَكَ الْبَاهِرَةَ فَهَا أَنَا ذَا عَبْدُكَ الْمُتَصَرِّفُ بَيْنَ أَمْرِكَ وَ نَهْيِكَ أَرْجُو بِهِ الشَّهَادَةَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ الْفَوْزَ لَدَيْكَ مَوْلايَ فَإِنْ أَدْرَكَنِي الْمَوْتُ قَبْلَ ظُهُورِكَ فَإِنِّي أَتَوَسَّلُ بِكَ وَ بِآبَائِكَ الطَّاهِرِينَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَ لِي كَرَّةً فِي ظُهُورِكَ وَ رَجْعَةً فِي أَيَّامِكَ لِأَبْلُغَ مِنْ طَاعَتِكَ مُرَادِي وَ أَشْفِيَ مِنْ أَعْدَائِكَ فُؤَادِي مَوْلايَ وَقَفْتُ فِي زِيَارَتِكَ مَوْقِفَ الْخَاطِئِينَ النَّادِمِينَ ،
و براى جهادم در پيشگاهت چشم براهى، پس جان و مال و فرزند و خاندام و همه آنچه را خدا به من داده، پيش رويت و در مقابل امر و نهيت نثار مى كنم، مولاى من، اگر دوران درخشان و پرچم هاى روشنت را درك كنم پس من همان بنده دست به كار امر و نهى توام، كه شهادت پيش رويت و كاميابى تو را به آن آرزو ميكنم، مولاى من اگر مرگ پيش از ظهور تو مرا دريابد، من به تو و پدران پاك تو به خدا متوسل مي شوم، و از او مي خواهم كه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستد، و براى من بازگشت دوباره به دنيا در زمان ظهورت، و رجوعى در دورانت منت فرمايد، تا به خاطر طاعتت به مقصودم برسم، و زخم قلبم را از دشمنانت شفا دهم، مولاى من، براي زيارتت ايستاده ام، ايستادن خطاكاران، پشيمانان،
الْخَائِفِينَ مِنْ عِقَابِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ قَدِ اتَّكَلْتُ عَلَى شَفَاعَتِكَ وَ رَجَوْتُ بِمُوَالاتِكَ وَ شَفَاعَتِكَ مَحْوَ ذُنُوبِي وَ سَتْرَ عُيُوبِي وَ مَغْفِرَةَ زَلَلِي فَكُنْ لِوَلِيِّكَ يَا مَوْلايَ عِنْدَ تَحْقِيقِ أَمَلِهِ وَ اسْأَلِ اللَّهَ غُفْرَانَ زَلَلِهِ فَقَدْ تَعَلَّقَ بِحَبْلِكَ وَ تَمَسَّكَ بِوِلايَتِكَ وَ تَبَرَّأَ مِنْ أَعْدَائِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْجِزْ لِوَلِيِّكَ مَا وَعَدْتَهُ.
بيم ناكان، ترسيدگان از عذاب پروردگار جهانيان، و حال اينكه به شفاعتت اعتماد كرده ام، و به دوستى و شفاعتت اميدوار شده ام، به خاطر محو شدن گناهانم، و پرده پوشى عيب هايم، و آمرزش لغزش هايم، پس براى دوستت اى مولاى من، در مقام تحقق آروزيش يار باش، و آمرزش لغزشش را از خدا بخواه، كه او به ريسمان محبّتت آويخته، و به ولايتت تمسّك جسته، و از دشمنانت بيزارى نموده.
خدايا بر محمد و خاندانش درود فرست، و آنچه را به وليّت وعده داده اى وفا كن.
اللَّهُمَّ أَظْهِرْ كَلِمَتَهُ وَ أَعْلِ دَعْوَتَهُ وَ انْصُرْهُ عَلَى عَدُوِّهِ وَ عَدُوِّكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَظْهِرْ كَلِمَتَكَ التَّامَّةَ وَ مُغَيَّبَكَ فِي أَرْضِكَ الْخَائِفَ الْمُتَرَقِّبَ اللَّهُمَّ انْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً اللَّهُمَّ وَ أَعِزَّ بِهِ الدِّينَ بَعْدَ الْخُمُولِ وَ أَطْلِعْ بِهِ الْحَقَّ بَعْدَ الْأُفُولِ وَ أَجْلِ بِهِ الظُّلْمَةَ وَ اكْشِفْ بِهِ الْغُمَّةَ اللَّهُمَّ وَ آمِنْ بِهِ الْبِلادَ وَ اهْدِ بِهِ الْعِبَادَ اللَّهُمَّ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً إِنَّكَ سَمِيعٌ مُجِيبٌ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ ائْذَنْ لِوَلِيِّكَ فِي الدُّخُولِ إِلَى حَرَمِكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى آبَائِكَ الطَّاهِرِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
خدايا سخنش را آشكار كن، و دعوتش را والا گردان، و بر دشمنش و دشمنت پيروز فرما، اي پروردگار جهانيان.
خدايا درود فرست بر محمد و خاندان محمد، و سخن كاملت و پنهان شده در زمينت آن بيم ناك نگران را آشكار كن.
خدايا او را يارى ده يارى نيرومند، و بگشا برايش گشايشى آسان، خدايا دين را پس از گمنامى به وسيله او نيرومند گردان، و حق را پس از غروب، به دست او طالع فرما، و تاريكى را به وسيله او برطرف نما، و سختى را به وسيله او برطرف كن، خدايا كشورها را به او ايمن گردان، و بندگان را به وسيله او هدايت كن.
خداايا پر كن زمين را به وجود او از عدل و داد، چنان كه از ستم و بيداد پر شده، كه تو شنوا و پاسخ دهنده اى.
سلام بر تو اى ولىّ خدا، به دوستت براى ورود به حرمت اجازه ده، درودها، و رحمت و بركات خدا بر تو و پدران پاك تو.
آنگاه نزد سرداب غيبت آن حضرت برو، و بين دو در بايست، و درها را با دست خود بگير، و صدا را در سينه رفت و برگشت بده، همانند كسيكه اجازه وارد شدن ميخواهد، و
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»
بگو، و به آرامى، و با حضور قلب پايين برو، و در فضاى سرداب دو ركعت نماز بخوان، سپس بگو:
اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ [اللَّهُ أَكْبَرُ] لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَ عَرَّفَنَا أَوْلِيَاءَهُ وَ أَعْدَاءَهُ وَ وَفَّقَنَا لِزِيَارَةِ أَئِمَّتِنَا وَ لَمْ يَجْعَلْنَا مِنَ الْمُعَانِدِينَ النَّاصِبِينَ وَ لا مِنَ الْغُلاةِ الْمُفَوِّضِينَ وَ لا مِنَ الْمُرْتَابِينَ الْمُقَصِّرِينَ السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ أَوْلِيَائِهِ السَّلامُ عَلَى الْمُدَّخَرِ لِكَرَامَةِ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ بَوَارِ أَعْدَائِهِ السَّلامُ عَلَى النُّورِ الَّذِي أَرَادَ أَهْلُ الْكُفْرِ إِطْفَاءَهُ فَأَبَى اللَّهُ إِلّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ بِكُرْهِهِمْ وَ أَيَّدَهُ بِالْحَيَاةِ حَتَّى يُظْهِرَ عَلَى يَدِهِ الْحَقَّ بِرَغْمِهِمْ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكَ صَغِيراً وَ أَكْمَلَ لَكَ عُلُومَهُ كَبِيراً وَ أَنَّكَ حَيٌّ لا تَمُوتُ حَتَّى تُبْطِلَ الْجِبْتَ وَ الطَّاغُوتَ.
خدا بزرگتر است، خدايا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگتر است، و سپاس خاص خدا است، سپاس خدا را، كه ما را به سوي اين حقيقت راهنمايى فرمود، و دوستان و دوشمنانش را به ما شناساند، و ما را به زيارت امامانمان موّفق نمود، و ما را از دشمنان و كينه ورزان، و از غلوكنندگان و معتقدان به واگذارى همه امور هستى به اهل بيت، و از شك داران و كوتاهى كنندگان در حق امامان قرار نداد.
سلام بر ولىّ خدا، و فرزند اوليايش، سلام بر ذخيره الهى براى كرامت اولياى حق، و تارومار نمودن دشمنان خدا، سلام بر نورى كه اهل كفر خاموشى اش را خواستند، ولى خدا نخواست جز آنكه نورش را در عين ناخوش داشتن آنان كامل گرداند، و آن را با زندگى طولانى تأييد كند، تا حق را به دست او عليرغم دشمنان ظاهر نمايد، گواهى مى دهم كه خدا تو را در خردسالى برگزيد، و علومش را براى تو در بزرگسالى كامل كرد، و تو زنده اى و نمى ميرى، تا معبودى ساختگى، و سركشان را از ميان بردارى.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى خُدَّامِهِ وَ أَعْوَانِهِ عَلَى غَيْبَتِهِ وَ نَأْيِهِ وَ اسْتُرْهُ سَتْراً عَزِيزاً وَ اجْعَلْ لَهُ مَعْقِلا حَرِيزاً وَ اشْدُدِ اللَّهُمَّ وَطْأَتَكَ عَلَى مُعَانِدِيهِ وَ احْرُسْ مَوَالِيَهُ وَ زَائِرِيهِ اللَّهُمَّ كَمَا جَعَلْتَ قَلْبِي بِذِكْرِهِ مَعْمُورا فَاجْعَلْ سِلاحِي بِنُصْرَتِهِ مَشْهُوراً وَ إِنْ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَ لِقَائِهِ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْما وَ أَقْدَرْتَ بِهِ عَلَى خَلِيقَتِكَ رَغْماً فَابْعَثْنِي عِنْدَ خُرُوجِهِ ظَاهِراً مِنْ حُفْرَتِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي حَتَّى أُجَاهِدَ بَيْنَ يَدَيْهِ فِي الصَّفِّ الَّذِي أَثْنَيْتَ عَلَى أَهْلِهِ فِي كِتَابِكَ فَقُلْتَ كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ اللَّهُمَّ طَالَ الانْتِظَارُ وَ شَمِتَ مِنَّا [بِنَا] الْفُجَّارُ وَ صَعُبَ عَلَيْنَا الانْتِصَارُ اللَّهُمَّ أَرِنَا وَجْهَ وَلِيِّكَ الْمَيْمُونَ فِي حَيَاتِنَا وَ بَعْدَ الْمَنُونِ.
خدايا درود فرست بر او و بر خدمتكاران، و يارانش، به گاه غيبت و دورى اش، و او را بپوشان پوشاندنى نيرومند، و براى او پناهگاه محكمى قرار ده، او پايمالى و فشارت از خدا بر دشمنانش سخت گردان، و دوستان و زائرانش را نگهبان باش، خدايا چنان كه دلم را با يادش آباد قرار دادى، پس اسلحه ام را در جهت يارى اش بركشيده گردان، و اگر مگى كه بر بندگانت حتم قرار دادرى و با آن بر آفريده هايت عليرغم آنان قدرت نمايى كردى، بين من و ديدارش پرده گردد، پس مرا به هنگام ظهورش برانگيز، تا از گورم سر برآورم، درحاليكه كفن پوشيده ام، در پيش رويش به جهاد برخيزم، در صفى كه در قرآنت، بر اهل آن ستايش نمودى، و فرمودي گويى آنان بناى استوارند.
خدايا انتظار ما طولانى شد، و ناپاكان ما را شماتت كردند، و به دست آوردن پيروزي بر ما سخت گشت.
خدايا جمال باميمنت وليّت را در زنده بودنمان، و پس از مرگ به ما بنمايان.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُ لَكَ بِالرَّجْعَةِ بَيْنَ يَدَيْ صَاحِبِ هَذِهِ الْبُقْعَةِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ قَطَعْتُ فِي وُصْلَتِكَ الْخُلانَ وَ هَجَرْتُ لِزِيَارَتِكَ الْأَوْطَانَ وَ أَخْفَيْتُ أَمْرِي عَنْ أَهْلِ الْبُلْدَانِ لِتَكُونَ شَفِيعا عِنْدَ رَبِّكَ وَ رَبِّي وَ إِلَى آبَائِكَ وَ مَوَالِيَّ فِي حُسْنِ التَّوْفِيقِ لِي وَ إِسْبَاغِ النِّعْمَةِ عَلَيَّ وَ سَوْقِ الْإِحْسَانِ إِلَيَّ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَصْحَابِ الْحَقِّ وَ قَادَةِ الْخَلْقِ وَ اسْتَجِبْ مِنِّي مَا دَعَوْتُكَ وَ أَعْطِنِي مَا لَمْ أَنْطِقْ بِهِ فِي دُعَائِي مِنْ صَلاحِ دِينِي وَ دُنْيَايَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ.
خدايا به تو تسليم ميشوم به بازگشت پيش روى صاحب اين بارگاه، فرياد، فرياد، فرياد، اى صاحب زمان در مسير پيوند با تو، از دوستان صميمى ام بريدم، و براى زيارت تو، وطن ها را ترك كردم، و كارهايم را از اهل شهرها پنهان نمودم، تا تو شفيع باشى نزد پروردگارت و پروردگارم، و پيش پدرانت و سرورانم، در خوبى توفيق براى من، و فراوانى نعمت برايم، و روان شدن احسان به سويم.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد ملازمان حق و راهبران خلق درود فرست، و آنچه از تو خواستم به اجابت رسان، و آنچه در دعايم به زبان نياوردم، از صلاح دين و دنيايم به من عطا كن، به درستى كه تو ستوده و بزرگوارى، و درود خدا بر محمّد و خاندان پاكش باد.
آنگاه وارد صفّه شو، و دو ركعت نماز بخوان و بگو:
اللَّهُمَّ عَبْدُكَ الزَّائِرُ فِي فِنَاءِ وَلِيِّكَ الْمَزُورِ الَّذِي فَرَضْتَ طَاعَتَهُ عَلَى الْعَبِيدِ وَ الْأَحْرَارِ وَ أَنْقَذْتَ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ مِنْ عَذَابِ النَّارِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا زِيَارَةً مَقْبُولَةً ذَاتَ دُعَاءٍ مُسْتَجَابٍ مِنْ مُصَدِّقٍ بِوَلِيِّكَ غَيْرِ مُرْتَابٍ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ بِهِ وَ لا بِزِيَارَتِهِ وَ لا تَقْطَعْ أَثَرِي مِنْ مَشْهَدِهِ وَ زِيَارَةِ أَبِيهِ وَ جَدِّهِ اللَّهُمَّ أَخْلِفْ عَلَيَّ نَفَقَتِي وَ انْفَعْنِي بِمَا رَزَقْتَنِي فِي دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي لِي وَ لِإِخْوَانِي وَ أَبَوَيَّ وَ جَمِيعِ عِتْرَتِي أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الَّذِي يَفُوزُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ وَ يَهْلِكُ عَلَى يَدَيْهِ الْكَافِرُونَ الْمُكَذِّبُونَ يَا مَوْلايَ يَا ابْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ جِئْتُكَ زَائِراً لَكَ وَ لِأَبِيكَ وَ جَدِّكَ مُتَيَقِّنا الْفَوْزَ بِكُمْ مُعْتَقِداً إِمَامَتَكُمْ اللَّهُمَّ اكْتُبْ هَذِهِ الشَّهَادَةَ وَ الزِّيَارَةَ لِي عِنْدَكَ فِي عِلِّيِّينَ وَ بَلِّغْنِي بَلاغَ الصَّالِحِينَ وَ انْفَعْنِي بِحُبِّهِمْ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ .
خدايا بنده زائرت در درگاه ولى زيارت شده توست، كه اطاعت او را بر همگان از برده و آزاد واجب ساختى، و دوستانت را به وسيله او از عذاب دوزخ نجات دادى، خدايا اين زيارت را زيارتى پذيرفته قرار ده زيارتى با دعاى مستجاب، از تصديق كننده به وليّت، تصديقى بدون شك و ترديد، خدايا آن را آخرين عهد و زيارت نسبت به او قرار مده، و آمدنم را به زيارتگاه او و زيارت پدر و جدّش را قطع مكن، خدايا عوض آنچه در اين مسير خرج كردم به من عنايت كن، و براى من سودبخش قرار ده آنچه در دنيا و آخرتم نصيب من كردى، و نيز سودمند قرار ده براى برادرانم و پدر و مادرم، و همه خانواده ام تو را به خدا مى سپارم، اى امامى كه به وسيله او اهل ايمان رستگار مي شوند، و به دست او كافران و تكذيب كنندگان به هلاكت مى رسند، اى مولاى من اى فرزند حسن بن على، به جانب تو و پدر و جدّت براى زيارت آمدم، درحالى كه به رستگاري به وسيله شما يقين دارم، و به امامت شما معتقدم، خدايا اين شهادت و اين زيارت را براى من، نزد خوت در برترين جايگاه ها ثبت كن، و مرا به آنجا كه شايستگان رسيدند برسان، و مرا به دوستى آنان منفعت بخش، اى پروردگار جهانيان.
زيارت ديگر: از زيارتهاى حضرت صاحب الامر: زيارتى است كه سيد ابن طاووس نقل كرده است كه در آن ميگويى:
السَّلامُ عَلَى الْحَقِّ الْجَدِيدِ وَ الْعَالِمِ الَّذِي عِلْمُهُ لا يَبِيدُ السَّلامُ عَلَى مُحْيِي الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ السَّلامُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِمِ السَّلامُ عَلَى خَلَفِ السَّلَفِ وَ صَاحِبِ الشَّرَفِ السَّلامُ عَلَى حُجَّةِ الْمَعْبُودِ وَ كَلِمَةِ الْمَحْمُودِ السَّلامُ عَلَى مُعِزِّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلِّ الْأَعْدَاءِ السَّلامُ عَلَى وَارِثِ الْأَنْبِيَاءِ وَ خَاتِمِ الْأَوْصِيَاءِ السَّلامُ عَلَى الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ السَّلامُ عَلَى السَّيْفِ الشَّاهِرِ وَ الْقَمَرِ الزَّاهِرِ [وَ النُّورِ الْبَاهِرِ] السَّلامُ عَلَى شَمْسِ الظَّلامِ وَ بَدْرِ [الْبَدْرِ] التَّمَامِ السَّلامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ [فِطْرَةِ] الْأَيَّامِ السَّلامُ عَلَى صَاحِبِ الصَّمْصَامِ وَ فَلاقِ الْهَامِ السَّلامُ عَلَى الدِّينِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ السَّلامُ عَلَى بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي بِلادِهِ،
سلام بر حق تازه، و عالمى كه دانشش نابود نگردد، سلام بر حيات بخش مؤمنان، و نابودكننده كافران، سلام بر مهدى امّت ها، و جمع كننده سخن ها، سلام بر يادگار گذشتگان و صاحب شرافت، سلام بر حجّت معبود، و سخن [خداى] ستوده، سلام بر عزيزكننده دوستان و خواركننده دشمنان، سلام بر وارث پيامبران، و خاتم جانشينان، سلام بر قيام كننده مورد انتظار، و عدل آشكار، سلام بر شمشير بركشيده، و ماه درخشان، و نور غالب سلام بر آفتاب تاريكى، و ماه تمام، سلام بر بهار مردمان، و شادابى و سرسبزي ايام، سلام بر شمشير برّان، و شكافنده سرها، سلام بر دين رسيده از جانب حق، و كتاب نگاشته، سلام بر باقى مانده خدا در كشورهايش،
وَ حُجَّتِهِ عَلَى عِبَادِهِ الْمُنْتَهِي إِلَيْهِ مَوَارِيثُ الْأَنْبِيَاءِ، وَ لَدَيْهِ مَوْجُودٌ آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ [السَّلامُ عَلَي] الْمُؤْتَمَنِ عَلَى السِّرِّ وَ الْوَلِيِّ لِلْأَمْرِ السَّلامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَ يَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ وَ يَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا وَ يُمَكِّنَ لَهُ وَ يُنْجِزَ بِهِ وَعْدَ الْمُؤْمِنِينَ أَشْهَدُ يَا مَوْلايَ أَنَّكَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ آبَائِكَ أَئِمَّتِي وَ مَوَالِيَّ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ أَسْأَلُكَ يَا مَوْلايَ أَنْ تَسْأَلَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي صَلاحِ شَأْنِي وَ قَضَاءِ حَوَائِجِي وَ غُفْرَانِ ذُنُوبِي وَ الْأَخْذِ بِيَدِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي لِي وَ لِإِخْوَانِي وَ أَخَوَاتِيَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ كَافَّةً إِنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
و حجّت او بر بندگانش، آنكه ميراث پيامبران به او رسيده، و آثار برگزيدگان نزد او سپرده است، آن امين بر راز، و ولىّ امر، سلام بر مهدى كه خداى عزّ و جلّ امّتها را به وجود او وعده داد، كه به وسيله او سخن ها را جمع كند، و پراكنده ها را گرد آورد، و زمين را به او پر از عدل و داد نمايد، و به او جايگاه و قدرت دهد، و وعده اش را به اهل ايمان به وسيله او وفا كند، اى مولاى من، گواهى مى دهم كه تو و امامان از پدرانت، امامان و سرپرستان من هستيد، هم در دنيا و هم روزى كه گواهان بپا مي خيزند، از تو مى خواهم اى مولاى من كه از خداى تبارك و تعالى بخواهى، اصلاح كارم، و برآمده شدن حاجاتم، و آمرزش گناهانم را، و اينكه دستم را بگيرى، در دين و دنيا و آخرتم، و همچنين دست برادران و خواهرانم، و همه مردان و زنان مؤمن را، به درستى كه او آمرزنده و مهربان است.
آنگاه نماز زيارت را آن چنان كه پيش از اين ذكر كرديم بجاى آر، يعنى دوازده ركعت كه پس از هر دو ركعت سلام داده، و پس از پايان نمازها تسبيح حضرت زهرا، و هديه نمودن آن به محضر حضرت است و پس از فراغت نمازها بگو:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِكَ فِي أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي بِلادِكَ الدَّاعِي إِلَى سَبِيلِكَ وَ الْقَائِمِ [بِقِسْطِكَ وَ الْفَائِزِ بِأَمْرِكَ وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ وَ مُجَلِّي الظُّلْمَةِ وَ مُنِيرِ الْحَقِ ] وَ الصَّادِعِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ الصِّدْقِ وَ كَلِمَتِكَ وَ عَيْبَتِكَ وَ عَيْنِكَ فِي أَرْضِكَ الْمُتَرَقِّبِ الْخَائِفِ الْوَلِيِّ النَّاصِحِ سَفِينَةِ النَّجَاةِ وَ عَلَمِ الْهُدَى وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَى وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَى وَ الْوِتْرِ الْمَوْتُورِ وَ مُفَرِّجِ الْكَرْبِ وَ مُزِيلِ الْهَمِّ وَ كَاشِفِ الْبَلْوَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ وَ الْقَادَةِ الْمَيَامِينِ مَا طَلَعَتْ كَوَاكِبُ الْأَسْحَارِ وَ أَوْرَقَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الْأَثْمَارُ وَ اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ غَرَّدَتِ الْأَطْيَارُ اللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِ وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ وَ تَحْتَ لِوَائِهِ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.
خدايا درود فرست بر حجّتت در زمينت، و خليفه ات در كشورهايت، و دعوت كننده به راهت، و قيام كننده به عدالتت، و كامياب به فرمانت، و سرپرست مؤمنان، و نابودكننده كافران، و زداينده تاريكى، و نوربخش حق، و آشكارگوى به حكمت و پند نيكو و راستى، و كلمه ات و گنجينه ات، و ديده ات در زمين آن نگران بيمناك، و ولىّ خيرخواه، كشتى نجات، و پرچم هدايت، و نور ديدگان مردم، و بهترين كسيكه پيراهن و قباى خلافت پوشيد، و تنها، و انتقام گيرنده خون مظلوم، و گشاينده غم، و زداينده اندوه، و برطرف كننده بلا درودهاى خدا بر او و پدرانش، امامان راهنما، و پيشروان با ميمنت، تا گاهى كه ستارگان سحر سرزند، و درختان برگ دهد، و ميوه ها برسد، و شب و روز رفت و آمد نمايد، و پرندگان نغمه سرايى كنند.
خدايا ما را به دوستى اش منفعت ده، و در گروهش و زير پرچمش محشور كن، اى معبود حق، آمين اى پروردگار جهانيان.
دعای ندبه
مؤلّف گويد: سيّد ابن طاووس در كتاب «مصباح الزائر» فصلى در اعمال سَردابِ مقدّس آورده و در آن فصل شش زيارت نقل كرده، پس از آن فرموده: دعاى ندبه به اين فصل ملحق ميشود، و همچنين زيارتى كه هر روز، مولاى ما صاحب الامر پس از نماز صبح به آن زيارت ميشود، و آن زيارت هفتم حساب ميشود، و دعاى عهدى كه به خواندن آن در حال غيبت امر شده، و دعايى كه آن را وقتى كه ميخواهند از آن حرم شريف بازگردند بخوانند، آنگاه در كتاب خود به ذكر اين چهار عمل شروع كرده است، [چهار عمل عبارتند از: 1 - دعاى ندبه، 2 - زيارت پس از نماز صبح، 3 - دعاى عهد، 4 - دعاى هنگام خروج از حرم] .
ما هم در اين كتاب مبارك از آن بزرگوار پيروى كرده و آن چهار عمل را ذكر ميكنيم: عمل اول: دعاى ندبه است، مستحب است دعاى ندبه را در چهار عيد، يعنى فطر و قربان و غدير و روز جمعه بخوانند، و دعا اين است:
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً.
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ فِي أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لا زَوَالَ لَهُ وَ لا اضْمِحْلالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِيَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِيَّ وَ أَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلائِكَتَكَ وَ كَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ
ستايش خاص خدا، پروردگار جهانيان است، و درود و سلام خدا، سلامي كامل، بر سرور ما محمد، پيامبرش و اهل بيت او.
خدايا تو را ستايش، بر آنچه به آن جاري شد قضاي تو درباره اوليايت، آنان كه تنها براي خود و دينت برگزيدي، آنگاه كه براي ايشان اختيار كردي، فراواني نعمت پابرجايي كه نزد توست، نعمتي كه تباهي و نابودي ندارد، پس از آنكه بي ميل بودن نسبت به رتبه هاي اين دنياي فرومايه، و زيب و زيورش را با آنان شرط نمودي، آنان هم آن شرط را از تو پذيرفتند، و تو هم وفا نمودن به آن را از جانب آنان دانستي، پس قبولشان كردي، و مقرّب درگاهشان نمودي، و براي آنان ياد والا، و ثناي روشن پيش آوردي، و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستادي، و به وحي ات اكرامشان فرمودي، و به دانشت به آنان عطا كردي،
وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرِيعَةَ [الذَّرَائِعَ ] إِلَيْكَ وَ الْوَسِيلَةَ إِلَى رِضْوَانِكَ فَبَعْضٌ أَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ إِلَى أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْهَا وَ بَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِي فُلْكِكَ وَ نَجَّيْتَهُ وَ [مَعَ ] مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَكَةِ بِرَحْمَتِكَ وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِكَ خَلِيلا وَ سَأَلَكَ لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ فَأَجَبْتَهُ وَ جَعَلْتَ ذَلِكَ عَلِيّا وَ بَعْضٌ كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْلِيما وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ رِدْءا وَ وَزِيرا وَ بَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَ آتَيْتَهُ الْبَيِّنَاتِ وَ أَيَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ كُلٌّ [وَ كُلا] شَرَعْتَ لَهُ شَرِيعَةً
و ايشان را دست آويز به سويت و وسيله به جانب خشنودي ات قرار دادي، پس بعضي را در بهشت جاي دادي، تا آنكه از آنجا بيرونش آوردي، و بعضي را در كشتي خود حمل نمودي، و او را و هر كه همراه او ايمان آورده بود به رحمتت از هلاك شدن نجات دادي، و بعضي را براي خود دوست صميمي گرفتي، و از تو درخواست نام نيك، در ميان آيندگان كرد، و تو درخواست او را اجابت نمودي، و نامش را بلند آوازه كردي، و با بعضي از ميان درخت سخن گفتي، سخن گفتني خاص، و براي او برادرش را ياور و وزير قرار دادي، و بعضي را بدون پدر به وجود آوردي، و دلايل آشكار به او عنايت فرمودي و به روح القدس او را تأييد نمودي، و براي همه آنان شريعت مقرّر كردي،
وَ نَهَجْتَ لَهُ مِنْهَاجا وَ تَخَيَّرْتَ لَهُ أَوْصِيَاءَ [أَوْصِيَاءَهُ ] مُسْتَحْفِظا بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ [مُسْتَحْفَظا بَعْدَ مُسْتَحْفَظٍ] مِنْ مُدَّةٍ إِلَى مُدَّةٍ إِقَامَةً لِدِينِكَ وَ حُجَّةً عَلَى عِبَادِكَ وَ لِئَلا يَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَ يَغْلِبَ الْبَاطِلُ عَلَى أَهْلِهِ وَ لا [لِئَلا] يَقُولَ أَحَدٌ لَوْ لَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولاً مُنْذِرا وَ أَقَمْتَ لَنَا عَلَما هَادِيا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزَى إِلَى أَنِ انْتَهَيْتَ بِالْأَمْرِ إِلَى حَبِيبِكَ وَ نَجِيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ،
و راه را روشن و واضح ساختي، و جانشيناني اختيار كردي، نگهباني پس از نگهبان، از زماني تا زماني ديگر، براي برپا داشتن دينت، و حجّتي بر بندگانت، براي اينكه حق از جايگاهش برداشته نشود، و باطل بر اهل حق پيروز نگردد، و احدي نگويد چه مي شد اگر براي ما پيامبري بيم دهنده مي فرستادي، و پرچم هدايت براي ما برپا مي نمودي تا بر اين اساس از آياتت پيروي مي كرديم، پيش از آنكه خوار و رسوا شويم، تا اينكه مقام رسالت و هدايت را به حبيب و برگزيده ات محمد (درود خدا بر او و خاندانش) رساندي،
فَكَانَ كَمَا انْتَجَبْتَهُ سَيِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ وَ صَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَيْتَهُ وَ أَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَيْتَهُ وَ أَكْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ قَدَّمْتَهُ عَلَى أَنْبِيَائِكَ وَ بَعَثْتَهُ إِلَى الثَّقَلَيْنِ مِنْ عِبَادِكَ وَ أَوْطَأْتَهُ مَشَارِقَكَ وَ مَغَارِبَكَ وَ سَخَّرْتَ لَهُ الْبُرَاقَ وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ [بِهِ ] إِلَى سَمَائِكَ وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِكَ ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَ حَفَفْتَهُ بِجَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ الْمُسَوِّمِينَ مِنْ مَلائِكَتِكَ وَ وَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دِينَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ ذَلِكَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ
پس بود همانگونه كه او را برگزيدي، سرور مخلوقاتت، و برگزيده برگزيدگانت، و برترين انتخاب شدگانت، و گرامي ترين معتمدانت، او را بر پيامبرانت مقدم نمودي، و بر جنّ و انس از بندگانت برانگيختي و مشرقها و مغربهايت را زير پايش گذاردي، و براق را برايش مسخّر ساختي، و آن شخصيت بزرگ را به آسمانت بالا بردي، و دانش آنچه بوده، و خواهد بود تا سپري شدن آفرينشت به او سپردي، سپس او را با فرو انداختن هراس در دل دشمن ياري دادي، و او را به جبرائيل و ميكائيل و نشان داران از فرشتگانت احاطه كردي، و به او وعده دادي كه دينش را بر همه دينها پيروز گرداني گرچه مشركان را خوش نيايد، و اين كار پس از آن بود كه در جايگاه راستي از اهلش جايش دادي،
وَ جَعَلْتَ لَهُ وَ لَهُمْ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ ، لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكا وَ هُدًى لِلْعَالَمِينَ فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنا وَ قُلْتَ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِي كِتَابِكَ فَقُلْتَ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَ قُلْتَ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ وَ قُلْتَ مَا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا
و قرار دادي براي او و ايشان نخستين خانه اي كه براي مردم بنا شد، كه در مكه است، خانه بابركت، و مايه راهنمايي براي جهانيان، در آن خانه نشانه هاي آشكاري است، مقام ابراهيم، و هركه وارد آن شد، در امان بود، و در حق آنان فرمودي: جز اين نيست كه خدا اراده فرموده، پليدي را از شما خانواده ببرد، و شما را پاك گرداند، پاك كردني شايسته، سپس پاداش محمد را در قرآنت مودّت اهل بيت او قرار دادي، و فرمودي بگو من از شما براي رسالت پاداشي جز مودّت نزديكانم نمي خواهم، و فرمودي: آنچه به عنوان پاداش از شما خواستم، آن هم به سود شماست، و فرمودي: من از شما براي رسالت، پاداشي نمي خواهم جز كسي كه بخواهد راهي به جانب پروردگارش بگيرد،
فَكَانُوا هُمُ السَّبِيلَ إِلَيْكَ ، وَ الْمَسْلَكَ إِلَى رِضْوَانِكَ فَلَمَّا انْقَضَتْ أَيَّامُهُ أَقَامَ وَلِيَّهُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا هَادِيا إِذْ كَانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ فَقَالَ وَ الْمَلَأُ أَمَامَهُ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ قَالَ مَنْ كُنْتُ أَنَا نَبِيَّهُ فَعَلِيٌّ أَمِيرُهُ وَ قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى وَ أَحَلَّهُ مَحَلَّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَقَالَ لَهُ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلّا أَنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدِي وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلا بَابَهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِكْمَتَهُ فَقَالَ:
پس آنان راه به سوي تو بودند، و راه به حريم خشنودي ات، آنگاه كه روزگار آن حضرت سپري شد، نماينده اش علي بن ابيطالب (درود تو بر آن دو و خاندانشان باد) را، براي راهنمايي برگماشت، چرا كه او بيم دهنده، و براي هر قومي راهنما بود، پس درحالي كه انبوهي از مردم در برابرش بودند فرمود: هركه من سرپرست او بودم، پس علي سرپرست اوست، خدايا دوست بدار كسي كه علي را دوست دارد، و دشمن بدار كسي را كه دشمن علي است، و ياري كن هركه او را ياري كند، و خوار كن هركه او را وا گذارد، و فرمود: هر كه من پيامبرش بودم، پس علي فرمانرواي اوست، و فرمود: من و علي از يك درخت هستيم، و ساير مردم از درختهاي گوناگونند، و جايگاه او را نسبت به خود همچون جايگاه هارون به موسي قرار داد، و به او فرمود: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسايي، جز اينكه پس از من پيامبري نيست، و دخترش سرور بانوان جهانيان را به همسري او در آورد، و از مسجدش براي او حلال كرد، آنچه را براي خودش حلال بود، و همه درهايي را كه به مسجد باز مي شد بست مگر در خانه او را، آنگاه علم و حكمتش را به او سپرد، و فرمود:
أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِينَةَ وَ الْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا ثُمَّ قَالَ أَنْتَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي لَحْمُكَ مِنْ لَحْمِي وَ دَمُكَ مِنْ دَمِي وَ سِلْمُكَ سِلْمِي وَ حَرْبُكَ حَرْبِي وَ الْإِيمَانُ مُخَالِطٌ لَحْمَكَ وَ دَمَكَ كَمَا خَالَطَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ أَنْتَ غَدا عَلَى الْحَوْضِ خَلِيفَتِي وَ أَنْتَ تَقْضِي دَيْنِي وَ تُنْجِزُ عِدَاتِي وَ شِيعَتُكَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِي فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ جِيرَانِي وَ لَوْ لا أَنْتَ يَا عَلِيُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِي وَ كَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلالِ وَ نُورا مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِينَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِيمَ،
من شهر علمم و علي در آن شهر است، پس هر كه اراده شهر علم و حكمت كند، بايد از در آن وارد شود، سپس فرمود: تو برادر و جانشين و وارث مني، گوشتت از گوشت من، و خونت از خون من، و آشتي با تو، آشتي با من، و جنگ با تو، جنگ با من است، و ايمان با گوشت و خونت آميخته شده، چنان كه با گوشت و خون من درآميخته و تو فرداي قيامت كنار حوض كوثر جانشين مني، و تو قرضم را مي پردازي، و به وعده هاي من وفا مي كني، و شيعيان تو بر منبرهايي از نورند، درحالي كه رويشان سپيد، و در بهشت پيرامون من، و همسايگان منند، و اگر تواي علي نبودي، اهل ايمان پس از من شناخته نمي شدند، و آن حضرت پس از پيامبر، مايه هدايت از گمراهي، و نور از نابينايي و ريسمان استوار خدا و راه راست او بود،
لا يُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِي رَحِمٍ وَ لا بِسَابِقَةٍ فِي دِينٍ وَ لا يُلْحَقُ فِي مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا وَ يُقَاتِلُ عَلَى التَّأْوِيلِ وَ لا تَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ قَدْ وَتَرَ فِيهِ صَنَادِيدَ الْعَرَبِ وَ قَتَلَ أَبْطَالَهُمْ وَ نَاوَشَ [نَاهَشَ ] ذُؤْبَانَهُمْ فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقَادا بَدْرِيَّةً وَ خَيْبَرِيَّةً وَ حُنَيْنِيَّةً وَ غَيْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ [فَأَصَنَّتْ ] [فَأَصَنَ ] عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ أَكَبَّتْ عَلَى مُنَابَذَتِهِ حَتَّى قَتَلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَ لَمَّا قَضَى نَحْبَهُ وَ قَتَلَهُ أَشْقَى [الْأَشْقِيَاءِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ ] الْآخِرِينَ يَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِينَ لَمْ يُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي الْهَادِينَ بَعْدَ الْهَادِينَ وَ الْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلَى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلَى قَطِيعَةِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وَلَدِهِ إِلا الْقَلِيلَ مِمَّنْ وَفَى لِرِعَايَةِ الْحَقِّ فِيهِمْ ،
با نزديكي اش در خويشاوندي به رسول خدا، كسي بر او پيشي نگرفت، و همچنين با سابقه اش در دين، كسي بر او مقدم نبود، و در فضيلتي از فضائل هيچكس به او نرسيد، كار پيامبر (درود خدا بر او و خاندانش) را پي گرفت، و براساس تأويل قرآن جنگ مي كرد، و درباره خدا سرزنش هيچ سرزنش كننده اي را به خود نمي گرفت، خون شجاعان عرب را، در راه خدا به زمين ريخت، و دلاورانشان را از دم تيغ گذراند و با گرگانشان در افتاد، پس به دلهايشان كينه سپرد، كينه جنگ بدر و خيبر و حنين و غير آنها را، پس دشمني او را در نهاد خود جا دادند و به جنگ با او رو آوردند، تا پيمان شكنان و جفا پيشگان و خارج شدگان از دايره دين را كشت، و هنگامي كه درگذشت و او را بدبخت ترين پسينيان، كه از بدبخت ترين پيشينيان تبعيت كرد، به قتل رساند، دستور رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) در باره هدايت كنندگان، از پس هدايت كنندگان [امامان بعد از پيامبر] اطاعت نشد، و امّت بر دشمني نسبت به آن حضرت پافشاري كردند، و براي قطع رحم او، و تبعيد فرزندانش گرد آمدند، مگر اندكي از كساني كه براي رعايت حق درباره ايشان به پيمان پيامبر وفا كردند
فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِيَ مَنْ سُبِيَ وَ أُقْصِيَ مَنْ أُقْصِيَ وَ جَرَى الْقَضَاءُ لَهُمْ بِمَا يُرْجَى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ إِذْ كَانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ وَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ فَعَلَى الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ وَ إِيَّاهُمْ فَلْيَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ [فَلْتَدُرَّ] الدُّمُوعُ وَ لْيَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ يَضِجُّ [يَضِجَ ] الضَّاجُّونَ وَ يَعِجُّ [يَعِجَ ] الْعَاجُّونَ أَيْنَ الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَيْنُ أَيْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَيْنِ صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ وَ صَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ أَيْنَ السَّبِيلُ بَعْدَ السَّبِيلِ ،
پس كشته شد آنكه كشته شد، و اسير گشت آنكه اسير گشت، و تبعيد شد آنكه تبعيد شد، و قضا بر آنان جاري شد به آنچه كه بر آن اميد پاداش نيك مي رود، زيرا زمين از خداست، آن را به هركه از بندگانش بخواهد به ارث مي دهد، و سرانجام از آنِ پرهيزگاران است و منزّه است پروردگار ما كه به يقين وعده پروردگارمان انجام شدني است، و خدا هرگز از وعده خويش تخلّف نمي كند و او نيرومند حكيم است، پس بر پاكيزگان از اهل بيت محمّد و علي (درود خدا بر ايشان و خاندانشان) ، بايد گريه كنندگان بگريند، و زاري كنندگان بر ايشان زاري كنند، و براي مانند آنان بايد اشكها روان شود، و فريادكنندگان فرياد زنند، و شيون كنندگان شيون كنند، و خروشندگان بخروشند، حسن كجاست؟ حسين كجاست؟ فرزندان حسين كجايند؟ شايسته اي پس از شايسته ديگر، راستگويي پس از راستگويي ديگر، راه از پس راه كجاست؟
أَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ أَيْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِيرَةُ أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ أَيْنَ أَعْلامُ الدِّينِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِي لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَةِ أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَيْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ [الْمُتَّخَذُ] لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِيعَةِ أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَيْنَ مُحْيِي مَعَالِمِ الدِّينِ وَ أَهْلِهِ أَيْنَ قَاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِينَ أَيْنَ هَادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَ النِّفَاقِ أَيْنَ مُبِيدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْيَانِ وَ الطُّغْيَانِ أَيْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَيِّ وَ الشِّقَاقِ [النِّفَاقِ ] ،
كجاست بهترين برگزيده بعد از بهترين برگزيده؟ كجايند خورشيدهاي تابان، كجايند ماههاي نورافشان، كجايند ستارگان فروزان، كجايند پرچمهاي دين، و پايه هاي دانش، كجاست آن باقيمانده خدا كه از عترت هدايتگر خالي نشود، كجاست آن مهيا گشته براي ريشه كن كردن ستمكاران، كجاست آن كه براي راست نمودن انحراف و كجي به انتظار اويند، كجاست آن اميد شده براي از بين بردن ستم و دشمني، كجاست آن ذخيره براي تجديد فريضه ها و سنّتها، كجاست آن برگزيده براي بازگرداندن دين و شريعت، كجاست آن آرزو شده براي زنده كردن قرآن و حدود آن، كجاست احياگر نشانه هاي دين و اهل دين، كجاست درهم شكننده شوكت متجاوزان، كجاست ويران كننده بناهاي شرك و دورويي، كجاست نابودكننده اهل فسق و عصيان و طغيان، كجاست دروكننده شاخه هاي گمراهي و شكاف اندازي،
أَيْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّيْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَيْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْكِذْبِ [الْكَذِبِ ] وَ الافْتِرَاءِ أَيْنَ مُبِيدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِيلِ وَ الْإِلْحَادِ أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ أَيْنَ جَامِعُ الْكَلِمَةِ [الْكَلِمِ ] عَلَى التَّقْوَى أَيْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِي مِنْهُ يُؤْتَى أَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِيَاءُ أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَيْنَ صَاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَايَةِ الْهُدَى أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضَا،
كجاست محوكننده آثار انحراف و هواهاي نفساني، كجاست قطع كننده دام هاي دروغ و بهتان، كجاست نابودكننده سركشان و سرپيچي كنندگان، كجاست ريشه كن كننده اهل لجاجت و گمراهي و بي ديني، كجاست عزّت بخش دوستان، و خواركننده دشمنان، كجاست گردآورنده سخن بر پايه تقوا، كجاست در راه خدا كه از آن آمده شود، كجاست جلوه خدا، كه دوستان به سويش روي آورند، كجاست آن وسيله پيوند بين زمين و آسمان، كجاست صاحب روز پيروزي، و گسترنده پرچم هدايت، كجاست گردآورنده پراكندگي صلاح و رضا،
أَيْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِيَاءِ أَيْنَ الطَّالِبُ [الْمُطَالِبُ ] بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَيْهِ وَ افْتَرَى أَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِي يُجَابُ إِذَا دَعَا أَيْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ [الْخَلائِفِ ] ذُو الْبِرِّ وَ التَّقْوَى أَيْنَ ابْنُ النَّبِيِّ الْمُصْطَفَى وَ ابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ ابْنُ خَدِيجَةَ الْغَرَّاءِ وَ ابْنُ فَاطِمَةَ الْكُبْرَى بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي لَكَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَى يَا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِينَ يَا ابْنَ النُّجَبَاءِ الْأَكْرَمِينَ يَا ابْنَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّينَ [الْمُهْتَدِينَ ] يَا ابْنَ الْخِيَرَةِ الْمُهَذَّبِينَ يَا ابْنَ الْغَطَارِفَةِ الْأَنْجَبِينَ يَا ابْنَ الْأَطَائبِ الْمُطَهَّرِينَ [الْمُسْتَظْهَرِينَ ] يَا ابْنَ الْخَضَارِمَةِ الْمُنْتَجَبِينَ يَا ابْنَ الْقَمَاقِمَةِ الْأَكْرَمِينَ [الْأَكْبَرِينَ ] يَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِيرَةِ يَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِيئَةِ يَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ يَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ،
كجاست خواهنده خون پيامبران و فرزندان پيامبران، كجاست خواهنده خون كشته در كربلا، كجاست آن پيروز شده بر هر كه به او ستم كرد و بهتان زد، كجاست آن مضطّري كه اجابت شود هنگامي كه دعا كند، كجاست سرسلسله مخلوقات، داراي نيكي و تقوا، كجاست فرزند پيامبر برگزيده، و فرزند علي مرتضي، و فرزند خديجه روشن جبين، و فرزند فاطمه كبري؟ ، پدر و مادر و جانم فدايت شود، برايت سپر و حصار باشم، اي فرزند سروران مقرّب، اي فرزند نجيبان گرامي، اي فرزند راهنمايان راه يافته، اي فرزند برگزيدگان پاكيزه، اي فرزند بزرگواران نجيب، اي فرزند پاكان پاكيزه، اي فرزند بزرگواران برگزيده، اي فرزند درياهاي بي كران بخشش گرامي تر، اي فرزند ماههاي نورافشان، اي فرزند چراغهاي تابان، اي فرزند ستارگان فروزان، اي فرزند اختران درخشان،
يَا ابْنَ السُّبُلِ الْوَاضِحَةِ يَا ابْنَ الْأَعْلامِ اللائِحَةِ يَا ابْنَ الْعُلُومِ الْكَامِلَةِ يَا ابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ يَا ابْنَ الْمَعَالِمِ الْمَأْثُورَةِ يَا ابْنَ الْمُعْجِزَاتِ الْمَوْجُودَةِ يَا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ [الْمَشْهُورَةِ] يَا ابْنَ الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِيمِ يَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِيمِ يَا ابْنَ مَنْ هُوَ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَى اللَّهِ عَلِيٌّ حَكِيمٌ يَا ابْنَ الْآيَاتِ وَ الْبَيِّنَاتِ يَا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِرَاتِ يَا ابْنَ الْبَرَاهِينِ الْوَاضِحَاتِ الْبَاهِرَاتِ يَا ابْنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَاتِ يَا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغَاتِ يَا ابْنَ طه وَ الْمُحْكَمَاتِ،
اي فرزند راههاي روشن، اي فرزند نشانه هاي آشكار، اي فرزند دانشهاي كامل، اي فرزند آيينهاي مشهور، اي فرزند نشانه هاي حفظ شده، اي معجزات موجود، اي فرزند دليلهاي محسوس، اي فرزند راه مستقيم، اي فرزند خبر بزرگ، اي فرزند كسي كه در امّ الكتاب، نزد خدا، والا و حكيم است، اي فرزند آيات و نشانه ها، اي فرزند دليلهاي آشكار، اي فرزند برهانهاي نمايان، اي فرزند حجّتهاي رسا، اي فرزند نعمتهاي كامل، اي فرزند طه و آيات محكم،
يَا ابْنَ يس وَ الذَّارِيَاتِ يَا ابْنَ الطُّورِ وَ الْعَادِيَاتِ يَا ابْنَ مَنْ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى دُنُوّا وَ اقْتِرَاباً مِنَ الْعَلِيِّ الْأَعْلَى لَيْتَ شِعْرِي أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوَى بَلْ أَيُّ أَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَرَى أَ بِرَضْوَى أَوْ غَيْرِهَا أَمْ ذِي طُوًى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لا تُرَى وَ لا أَسْمَعَ [أَسْمَعُ ] لَكَ حَسِيسا وَ لا نَجْوَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ تُحِيطَ بِكَ دُونِيَ [لا تُحِيطَ بِي دُونَكَ ] الْبَلْوَى وَ لا يَنَالَكَ مِنِّي ضَجِيجٌ وَ لا شَكْوَى بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنَّا بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ نَازِحٍ مَا نَزَحَ [يَنْزَحُ ] عَنَّا بِنَفْسِي أَنْتَ أُمْنِيَّةُ شَائِقٍ يَتَمَنَّى مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَكَرَا فَحَنَّا بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ عَقِيدِ عِزٍّ لا يُسَامَى،
اي فرزند يس و ذاريات، اي فرزند طور و عاديات، اي فرزند كسي كه نزديك شد، آنگاه درآويخت، تا آنكه در دسترسي و نزديكي به خداي علي اعلي، به فاصله دو كمان يا كمتر بود، اي كاش مي دانستم خانه ات در كجا قرار گرفته، بلكه مي دانستم كدام زمين تو را برداشته، يا چه خاكي؟ آيا در كوه رضوايي يا در غير آن، يا در زمين ذي طوايي؟ بر من سخت است كه مردم را مي بينم، ولي تو ديده نمي شوي، و از تو نمي شنوم صداي محسوسي و نه رازونيازي، بر من سخت است كه تو را بدون من گرفتاري فرا گيرد، و از من به تو فرياد و شكايتي نرسد، جانم فدايت، تو پنهان شده اي هستي كه از ميان ما بيرون نيستي، جانم فدايت، تو دوري هستي كه از ما دور نيست، جانم فدايت، تو آرزوي هر مشتاقي كه آرزو كند، از مردان و زنان مؤمن كه تو را ياد كرده، از فراقت ناله كنند، جانم فدايت، تو قرين عزّتي، كه كسي بر او برتري نگيرد،
بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ أَثِيلِ مَجْدٍ لا يُجَارَى [يُحَاذَي] بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضَاهَى بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ نَصِيفِ شَرَفٍ لا يُسَاوَى إِلَى مَتَى أَحَارُ [أَجْأَرُ] فِيكَ يَا مَوْلايَ وَ إِلَى مَتَى وَ أَيَّ خِطَابٍ أَصِفُ فِيكَ وَ أَيَّ نَجْوَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أُجَابَ دُونَكَ وَ [أَوْ] أُنَاغَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَبْكِيَكَ وَ يَخْذُلَكَ الْوَرَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ يَجْرِيَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ مَا جَرَى هَلْ مِنْ مُعِينٍ فَأُطِيلَ مَعَهُ الْعَوِيلَ وَ الْبُكَاءَ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُسَاعِدَ جَزَعَهُ إِذَا خَلا هَلْ قَذِيَتْ عَيْنٌ فَسَاعَدَتْهَا عَيْنِي عَلَى الْقَذَى ،
جانم فدايت، تو درخت ريشه دار مجدي كه هم طرازي نپذيرد، جانم فدايت، تو نعمت ديرينه اي كه او را مانندي نيست، جانم فدايت، تو قرين شرفي كه وي را برابري نيست، تا چه زماني نسبت به تو سرگردان باشم، اي مولايم، و تا چه زمان، و با كدام بيان، تو را وصف كنم، و با چه رازو نيازي؟ ، بر من سخت است كه از سوي غير تو پاسخ داده شوم، و سخن مسرّت بخش بشنوم، بر من سخت است كه براي تو گريه كنم، ولي مردم تو را وا گذارند، بر من سخت است، كه بر تو بگذرد و نه بر ديگران آنچه گذشت، آيا كمك كننده اي هست كه فرياد و گريه را در كنارش طولاني كنم؟ آيا بي تابي هست كه او را در بي تابي اش، هنگامي كه خلوت كند ياري رسانم؟ آيا چشمي هست كه خار فراق در آن جا گرفته، پس چشم من او را بر آن خار خليدگي مساعدت كند؟
هَلْ إِلَيْكَ يَا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِيلٌ فَتُلْقَى هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنَا مِنْكَ بِعِدَةٍ [بِغَدِهِ ] فَنَحْظَى مَتَى نَرِدُ مَنَاهِلَكَ الرَّوِيَّةَ فَنَرْوَى مَتَى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مَائِكَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَى مَتَى نُغَادِيكَ وَ نُرَاوِحُكَ فَنَقِرَّ عَيْنا [فَتَقَرَّ عُيُونُنَا] مَتَى تَرَانَا [وَ] نَرَاكَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَى أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِكَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَكَ هَوَاناً وَ عِقَاباً وَ أَبَرْتَ الْعُتَاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَكَبِّرِينَ وَ اجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِينَ، وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
آيا به جانب تواي پسر احمد راهي هست، تا ملاقات شوي، آيا روز ما به تو با وعده اي در مي پيوندد تا بهره مند گرديم، چه زمان به چشمه هاي پر آبت وارد مي شويم، تا سيراب گرديم، چه زمان از آب وصل خشگوارت بهره مند مي شويم؟ كه تشنگي ما طولاني شد، چه زمان با تو صبح و شام مي كنيم، تا ديده از اين كار روشن كنيم، چه زمان ما را مي بيني، و ما تو را مي بينيم، درحالي كه پرچم پيروزي را گسترده اي، آيا آن روز در مي رسد كه ما را ببيني كه تو را احاطه كنيم، و تو جامعه جهاني را پيشوا مي شوي درحالي كه زمين را از عدالت انباشتي، و دشمنانت را خواري و كيفر چشانده اي، و متكبّران و منكران حق را نابود كرده اي و ريشه سركشان را قطع نموده اي، و بيخ و بن ستمكاران را بركنده اي، تا ما بگوييم: ستايش خاص خدا، پروردگار جهانيان است.
اللَّهُمَّ أَنْتَ كَشَّافُ الْكُرَبِ وَ الْبَلْوَى وَ إِلَيْكَ أَسْتَعْدِي فَعِنْدَكَ الْعَدْوَى وَ أَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَ الدُّنْيَا [الْأُولَي] فَأَغِثْ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ عُبَيْدَكَ الْمُبْتَلَى وَ أَرِهِ سَيِّدَهُ يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ أَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَى وَ الْجَوَى وَ بَرِّدْ غَلِيلَهُ يَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى وَ مَنْ إِلَيْهِ الرُّجْعَى وَ الْمُنْتَهَى اللَّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبِيدُكَ التَّائِقُونَ [الشَّائِقُونَ ] إِلَى وَلِيِّكَ الْمُذَكِّرِ بِكَ وَ بِنَبِيِّكَ خَلَقْتَهُ لَنَا عِصْمَةً وَ مَلاذا وَ أَقَمْتَهُ لَنَا قِوَاما وَ مَعَاذا وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِنَّا إِمَاما فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاما،
خدايا تو برطرف كننده سختي ها و حوادث ناگواري، از تو ياري مي طلبم، كه ياري و كمك تنها نزد توست، و تو پروردگار آخرت و دنيايي، پس اي فريادرس درماندگان، به فرياد بنده كوچك گرفتارت برس، و سرورش را به او نشان بده، اي صاحب نيروهاي شگرف، و به ديدار سرورش، اندوه و سوز دل را از او بزداي، و آتش تشنگي اش را خاموش كن، اي كه بر عرش چيره اي، و بازگشت و سرانجام به سوي اوست، خدايا، ما بندگان به شدّت مشتاق به سوي ولي تو هستيم، آنكه مردم را به ياد تو و پيامبرت اندازد، و تو او را براي ما نگهبان و پناهگاه آفريدي، و او را قوام و امان ما قرار دادي، و او را پيشواي اهل ايمان از ما گرداندي، از جانب ما به او تحيت و سلام برسان،
وَ زِدْنَا بِذَلِكَ يَا رَبِّ إِكْرَاما وَ اجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنَا مُسْتَقَرّا وَ مُقَاما وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَكَ بِتَقْدِيمِكَ إِيَّاهُ أَمَامَنَا حَتَّى تُورِدَنَا جِنَانَكَ [جَنَّاتِكَ ] وَ مُرَافَقَةَ الشُّهَدَاءِ مِنْ خُلَصَائِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ [وَ] رَسُولِكَ السَّيِّدِ الْأَكْبَرِ وَ عَلَى [عَلِيٍ ] أَبِيهِ السَّيِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرَى فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى مَنِ اصْطَفَيْتَ مِنْ آبَائِهِ الْبَرَرَةِ وَ عَلَيْهِ أَفْضَلَ وَ أَكْمَلَ وَ أَتَمَّ وَ أَدْوَمَ وَ أَكْثَرَ وَ أَوْفَرَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ ،
و به اين وسيله اكرام بر ما را اي پروردگار بيفزا، و جايگاه او را، جايگاه و اقامتگاه ما قرار ده، و نعمتت را با پيش انداختن او در پيش روي ما كامل گردان، تا ما را وارد بهشت هايت نمايد، و به همنشيني شهيدان از بندگان خالصت نائل نمايد.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و درود فرست بر محمّد جدّ او و رسولت، آن سرور بزرگتر، و بر پدرش آن سرور پس از پيامبر و بر جدّه اش صدّيقه كبري، فاطمه دختر محمّد، و بر كساني كه برگزيدي، از پدران نيكوكارش و بر خودش، برترين و كامل ترين و تمام ترين و بادوام ترين و بيشترين و فراوان ترين درودي كه بر يكي از برگزيدگانت و انتخاب شدگانت از ميان آفريدگانت فرستادي،
وَ صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً لا غَايَةَ لِعَدَدِهَا وَ لا نِهَايَةَ لِمَدَدِهَا وَ لا نَفَادَ لِأَمَدِهَا اللَّهُمَّ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَقَّ وَ أَدْحِضْ بِهِ الْبَاطِلَ وَ أَدِلْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَذْلِلْ بِهِ أَعْدَاءَكَ وَ صِلِ اللَّهُمَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّي إِلَى مُرَافَقَةِ سَلَفِهِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ يَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَ يَمْكُثُ فِي ظِلِّهِمْ وَ أَعِنَّا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ وَ الاجْتِهَادِ فِي طَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَعْصِيَتِهِ وَ امْنُنْ عَلَيْنَا بِرِضَاهُ وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَيْرَهُ مَا نَنَالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَ فَوْزا عِنْدَكَ وَ اجْعَلْ صَلاتَنَا بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً ، وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَابا
و بر او درود فرست، درودي كه پاياني براي عددش، و نهايتي براي مدتش، و به آخر رسيدني براي زمانش نباشد، خدايا حق را به وسيله او برپا دار، و باطل را به او نابود كن، و دوستانت را به سبب آن جناب به دولت برسان، و دشمنانت را به دست او خوار گردان، و پيوند ده خدايا بين ما و او، پيوندي كه ما را به رفاقت گذشتگان او برساند، و ما را از آناني قرار ده كه به دامان عنايتشان چنگ زنند و در سايه لطفشان اقامت كنند، و ما را بر پرداخت حقوقش، و كوشش در فرمانبرداري اش، و دوري از نافرماني اش كمك كن، و بر ما به خشنودي اش منّت نه، و رأفت و رحمت و دعاي خير آن حضرت را به ما ببخش، تا حدّي كه به سبب آن به رحمت گسترده ات، و رستگاري در پيشگاهت برسيم، خدايا به وسيله او نمازمان را پذيرفته، و گناهانمان را آمرزيده و دعاهايمان را مستجاب گردان،
وَ اجْعَلْ أَرْزَاقَنَا بِهِ مَبْسُوطَةً وَ هُمُومَنَا بِهِ مَكْفِيَّةً وَ حَوَائِجَنَا بِهِ مَقْضِيَّةً وَ أَقْبِلْ إِلَيْنَا بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اقْبَلْ تَقَرُّبَنَا إِلَيْكَ وَ انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً نَسْتَكْمِلْ بِهَا الْكَرَامَةَ عِنْدَكَ ثُمَّ لا تَصْرِفْهَا عَنَّا بِجُودِكَ وَ اسْقِنَا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِكَأْسِهِ وَ بِيَدِهِ رَيّا رَوِيّا هَنِيئا سَائِغا لا ظَمَأَ بَعْدَهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
خدايا روزي هايمان را به سبب او گسترده، و اندوهمان را برطرف شده، و حاجتهايمان را برآورده فرما، و به جانب ما به جلوه كريمت روي آور، و تقرّبمان را به سويت بپذير، و به ما نظر كن نظري مهربانانه كه كرامت را نزد تو، به وسيله آن نظر به كمال برسانيم، و آن نظر مهربانانه را به حق جودت از ما مگردان، و از حوض جّدش (درود خدا بر او و خاندانش) با جام او و به دست او، سيرابمان كن، سيراب شدني كامل، و گوارا و خوش، كه پس از آن تشنگي نباشد، اي مهربان ترين مهربانان
آنگاه به صورتى كه گذشت نماز زيارت بجا مى آورى و به آن چه خواهى دعا مى كنى، كه ان شاء اللّه به اجابت خواهد رسيد.
زیارت جامعه کبیره
زيارت دوم: شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه و عيون اخبار الرضا از موسى بن عبد اللّه نخعى روايت كرده كه گفت خدمت حضرت هادى عليه السّلام عرض كردم: يابن رسول اللّه، مرا زيارتى با بلاغت تعليم فرما كه كامل باشد، تا اينكه هرگاه خواستم يكى از شما را زيارت كنم، آن را بخوانم.
فرمود: چون به درگاه حرم رسيدى، بايست و شهادتين را بگو يعنى:
اَشهَدُاَن لا اِلهَ اِلَّا اللّه وَحدَهُ لا شَريكَ لهُ ، وَ اَشهَدُاَنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ
گواهى ميدهم كه معبودى جز خدا نيست، يگانه و شريكى ندارد، و گواهى ميدهم كه محمد بنده و فرستاده اوست.
در اين هنگام بايد با حالت غسل باشى، چون داخل حرم شوى، و قبر را ببينى بايست و سى مرتبه اللّه اكبر بگو، سپس اندكى با آرامش و وقار راه برو، و در اين راه رفتن، گامها را نزديك يك ديگر گذار، آنگاه بايست و سى مرتبه اللّه اكبر بگو، پس نزديك قبر مطهّر برو و چهل مرتبه اللّه اكبر بگو، تا صد تكبير كامل شود.
و شايد چنان كه مجلسى اول فرموده: وجه اين صد تكبير اين باشد، كه اكثر طبايع مردم مايل به غلّو در حق محبوبان خود هستند، مبادا از عبارات امثال اين زيارت گرفتار غلو و افراط در اعتقاد و سخن شوند، يا از بزرگى حق تعالى غافل گردند يا غير اين امور.
پس بگو:
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلادِ وَ أَبْوَابَ الْإِيمَانِ وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَ سُلالَةَ النَّبِيِّينَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَ أَعْلامِ التُّقَى وَ ذَوِي النُّهَى
سلام بر شما اي اهل بيت نبوّت، و جايگاه رسالت، و عرصه رفت وآمد فرشتگان، و مركز فرود آمدن وحي، و معدن رحمت، و خزانه داران بهشت، و نهايت بردباري، و ريشه هاي كرم، و رهبران امّتها، و سرپرستان نعمتها، و بنيادهاي نيكان، و استوانه هاي خوبان، و رهبران سياسي بندگان، و پايه هاي كشورها، و درهاي ايمان، و امينان خداي رحمان، و چكيده پيامبران، و برگزيده رسولان، و عترت بهترين گزيده پروردگار جهانيان، و رحمت و بركات خدا بر آنان باد، سلام بر پيشوايان هدايت، و چراغهاي تاريكي، و پرچمهاي پرهيزگاري، و صاحبان خرد،
وَ أُولِي الْحِجَى وَ كَهْفِ الْوَرَى وَ وَرَثَةِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمَثَلِ الْأَعْلَى وَ الدَّعْوَةِ الْحُسْنَى وَ حُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَسَاكِنِ بَرَكَةِ اللَّهِ وَ مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللَّهِ وَ حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَ حَمَلَةِ كِتَابِ اللَّهِ وَ أَوْصِيَاءِ نَبِيِّ اللَّهِ وَ ذُرِّيَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
و دارندگان زيركي، و پناهگاه مردمان، و وارثان پيامبران، و نمونه برتر، و دعوت نيكوتر، و حجّتهاي خدا بر اهل دنيا و آخرت و اين جهان، و رحمت و بركات خدا بر آنان باد، سلام بر جايگاههاي شناخت خدا، و مسكنهاي بركت خدا، و معدنهاي حكمت خدا، و نگهبانان راز خدا، و حاملان كتاب خدا، و جانشينان پيامبر خدا، و فرزندان رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) ، و رحمت و بركات خدا بر آنان باد، سلام بر دعوت كنندگان به سوي خدا، و راهنمايان بر خشنودي خدا، و استقراريافتگان در امر خدا، و كاملان در محبّت خدا، و مخلصان در توحيد خدا، و آشكاركنندگان امر و نهي خدا، و بندگان گرامي خدا، آنان كه به گفتار بر خدا پيشي نمي گيرند، و به دستورش عمل مي كنند، و رحمت و بركات خدا بر آنان باد،
السَّلامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَقِرِّينَ [وَ الْمُسْتَوْفِرِينَ ] فِي أَمْرِ اللَّهِ وَ التَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلِصِينَ فِي تَوْحِيدِ اللَّهِ وَ الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ وَ عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ وَ السَّادَةِ الْوُلاةِ وَ الذَّادَةِ الْحُمَاةِ وَ أَهْلِ الذِّكْرِ وَ أُولِي الْأَمْرِ وَ بَقِيَّةِ اللَّهِ وَ خِيَرَتِهِ وَ حِزْبِهِ وَ عَيْبَةِ عِلْمِهِ
سلام بر دعوت كنندگان به سوي خدا، و راهنمايان بر خشنودي خدا، و استقراريافتگان در امر خدا، و كاملان در محبّت خدا، و مخلصان در توحيد خدا، و آشكاركنندگان امر و نهي خدا، و بندگان گرامي خدا، آنان كه به گفتار بر خدا پيشي نمي گيرند، و به دستورش عمل مي كنند، و رحمت و بركات خدا بر آنان باد، سلام بر پيشوايان دعوت كننده، و پيشروان هدايت كننده، و سروران سرپرست، و مدافعان حمايت كننده، و اهل ذكر و صاحبان فرمان، و باقيمانده خدا و برگزيدگان او، و گروه و صندوق دانش حق،
وَ حُجَّتِهِ وَ صِرَاطِهِ وَ نُورِهِ [وَ بُرْهَانِهِ ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ كَمَا شَهِدَ اللَّهُ لِنَفْسِهِ وَ شَهِدَتْ لَهُ مَلائِكَتُهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ وَ رَسُولُهُ الْمُرْتَضَى أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُكَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِيعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ، الْفَائِزُونَ بِكَرَامَتِهِ
و حجّت و راه و نور و برهان خدا، و رحمت و بركات خدا بر آنان باد، گواهي مي دهم كه معبودي جز خدا نيست، يگانه است و براي او شريكي نيست، چنان كه خدا براي خويش گواهي داده، و فرشتگانش و دانشمندان از بندگانش براي او گواهي دادند، معبودي جز او نيست، عزيز و حكيم است، و گواهي مي دهم كه محمد بنده برگزيده، و فرستاده پسنديده اوست، او را به هدايت و دين حق فرستاد، تا بر همه آيينها پيروزش گرداند هرچند مشركان ناخوش دارند، و گواهي مي دهم كه شماييد پيشوايان راهنما، راه يافته، معصوم، مكرّم، مقرّب پرهيزگار، راستگو، برگزيده، فرمانبردار خدا، قيام كننده به فرمانش، عمل كننده به خواسته اش، دست يافته به كرامتش،
اصْطَفَاكُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِغَيْبِهِ وَ اخْتَارَكُمْ لِسِرِّهِ وَ اجْتَبَاكُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ أَعَزَّكُمْ بِهُدَاهُ وَ خَصَّكُمْ بِبُرْهَانِهِ وَ انْتَجَبَكُمْ لِنُورِهِ [بِنُورِهِ ] وَ أَيَّدَكُمْ بِرُوحِهِ وَ رَضِيَكُمْ خُلَفَاءَ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَجا عَلَى بَرِيَّتِهِ وَ أَنْصَارا لِدِينِهِ وَ حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعا لِحِكْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْكَانا لِتَوْحِيدِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَعْلاما لِعِبَادِهِ وَ مَنَارا فِي بِلادِهِ وَ أَدِلاءَ عَلَى صِرَاطِهِ عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ
شما را با دانشش برگزيد، و براي غيبش پسنديد، و براي رازش انتخاب كرد، و به قدرتش اختيار كرد، و به هدايتش عزيز نمود، و به برهانش اختصاص داد، و براي نورش برگزيد، و به روحش تأييد فرمود، و شما را پسنديد براي جانشيني در زمينش، و دلايل محكمي بر مخلوقاتش، و ياوراني براي دينش، و نگهباناني براي رازش، و خزانه داراني براي دانشش، و محل نگهداري براي حكمتش، و مفسّران وحيش، و پايه هاي يگانه پرستي اش، و گواهاني بر خلقش، و پرچمهايي براي بندگانش، و مراكز نوري در كشورهايش، و راهنماياني بر راهش، خدا شما را از لغزشها حفظ كرد، و از فتنه ها ايمن داشت، و از آلودگي پاك كرد،
وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيرا فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ وَ أَكْبَرْتُمْ شَأْنَهُ وَ مَجَّدْتُمْ كَرَمَهُ وَ أَدَمْتُمْ [أَدْمَنْتُمْ ] ذِكْرَهُ وَ وَكَّدْتُمْ [ذَكَّرْتُمْ ] مِيثَاقَهُ وَ أَحْكَمْتُمْ عَقْدَ طَاعَتِهِ وَ نَصَحْتُمْ لَهُ فِي السِّرِّ وَ الْعَلانِيَةِ وَ دَعَوْتُمْ إِلَى سَبِيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ بَذَلْتُمْ أَنْفُسَكُمْ فِي مَرْضَاتِهِ وَ صَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَكُمْ فِي جَنْبِهِ [حُبِّهِ ] وَ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جَاهَدْتُمْ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّى أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ وَ بَيَّنْتُمْ فَرَائِضَهُ وَ أَقَمْتُمْ حُدُودَهُ وَ نَشَرْتُمْ [وَ فَسَّرْتُمْ ] شَرَائِعَ أَحْكَامِهِ وَ سَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ وَ صِرْتُمْ فِي ذَلِكَ مِنْهُ إِلَى الرِّضَا وَ سَلَّمْتُمْ لَهُ الْقَضَاءَ
و پليدي را از شما ببرد، و پاكتان نمود، پاك كردني شايسته، پس شما هم عظيم شمرديد شوكتش را، و بزرگ دانستيد مقامش را، و ستوديد كرمش را، و ادامه داديد ذكرش را، و استوار نموديد پيمانش را، و محكم كرديد گره طاعتش را، و در نهان و آشكار براي او خيرخواهي نموديد، و مردم را با حكمت و پند نيكو به راه او دعوت كرديد، و جان خود را در خشنودي او نثار نموديد، و بر آنچه در كنار او به شما دررسيد صبر كرديد و نماز را بپا داشتيد، و زكات پرداختيد، و به معروف امر نموديد، و از منكر نهي كرديد، و جهاد في الله نموديد، آن گونه كه شايسته بود، تا دعوتش را آشكار كرديد، و واجباتش را بيان فرموديد، و حدودش را بر پا داشتيد، و قوانين احكامش را پخش نموديد، و روش او را انجام داديد، و در اين امور از جانب خدا به مقام رضا دررسيديد، و تسليم قضاي او گشتيد،
وَ صَدَّقْتُمْ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ مَضَى فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ مَارِقٌ وَ اللازِمُ لَكُمْ لاحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِي حَقِّكُمْ زَاهِقٌ وَ الْحَقُّ مَعَكُمْ وَ فِيكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ وَ مِيرَاثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَكُمْ وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَكُمْ وَ آيَاتُ اللَّهِ لَدَيْكُمْ وَ عَزَائِمُهُ فِيكُمْ وَ نُورُهُ وَ بُرْهَانُهُ عِنْدَكُمْ وَ أَمْرُهُ إِلَيْكُمْ مَنْ وَالاكُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ [وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ ] وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ،
و رسولان گذشته او را تصديق نموديد، پس روگردان از شما خارج از دين، و ملازمتان ملحق شونده به شما، و كوتاهي كننده در حقّتان قرين نابودي است، و حق همراه شما و در شما و از شما و به سوي شماست، و شما اهل حق و سرچشمه آن هستيد، و ميراث نبوّت نزد شماست، و بازگشت خلق به سوي شما، و حسابشان با شماست، و سخن جدا كننده حق از باطل نزد شماست، آيات خدا پيش شما، و تصميمات قطعي اش در شما، و نور و برهانش نزد شماست، و امر او متوجه شماست، آن كه شما را دوست داشت خدا را دوست داشته، و هر كه شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته، و هر كه به شما محبّت ورزيد به خدا محبت ورزيده، و هركه با شما كينه توزي نمود با خدا كينه ورزي نموده است، و هركه به شما چنگ زد به خدا چنگ زده است،
أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ [السَّبِيلُ الْأَعْظَمُ ] وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَةُ وَ الْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إِلَى سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ سَعِدَ مَنْ وَالاكُمْ وَ هَلَكَ مَنْ عَادَاكُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَكُمْ وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ وَ هُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ ،
شماييد راه راست تر و گواهان خانه فنا، و شفيعان خانه بقا، و رحمت پيوسته، و نشانه انباشته، و امانت نگاه داشته، و درگاه حقّي كه مردم به آن آزموده مي شوند، آنكه به سوي شما آمد نجات يافت، و هركه نيامد هلاك شد، شما مردم را به سوي خدا مي خوانيد، و به وجود او راهنمايي مي كنيد، و همواره در حال ايمان به او هستيد، و تسليم او مي باشيد، و به فرمانش عمل مي كنيد، و به راهش ارشاد مي نماييد و به گفته اش حكم مي كنيد، هركه شما را دوست داشت خوشبخت شد، و هركه شما را دشمن داشت به هلاكت رسيد، و هر كه شما را انكار كرد زيانكار شد، و هركه از شما جدايي نمود گمراه گشت، هركه به شما تمسّك جست به رستگاري رسيد، و هركه به شما پناه آورد ايمني يافت، كسي كه شما را تصديق نمود سالم ماند، و هركه متمسّك به شما شد هدايت يافت، كسي كه از شما پيروي كرد بهشت جاي اوست، و هركه با شما مخالفت ورزيد آتش جايگاه اوست، هركه منكر شما شد كافر است، و هر كه با شما جنگيد مشرك است،
وَ مَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فِي أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيمِ أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا سَابِقٌ لَكُمْ فِيمَا مَضَى وَ جَارٍ لَكُمْ فِيمَا بَقِيَ وَ أَنَّ أَرْوَاحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَ طِينَتَكُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ جَعَلَ صَلاتَنَا [صَلَوَاتِنَا] عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ طِيبا لِخَلْقِنَا [لِخُلُقِنَا] وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً [بَرَكَةً] لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا فَكُنَّا عِنْدَهُ مُسَلِّمِينَ بِفَضْلِكُمْ وَ مَعْرُوفِينَ بِتَصْدِيقِنَا إِيَّاكُمْ
و هر كه شما را ردّ كرد در پست ترين جايگاه از دوزخ است، گواهي مي دهم كه اين شأن و مقام درگذشته براي شما پيشي داشت و برايتان در آينده زمان جاري است، و همانا ارواح و نور و سرشت شما يكي است، پاكيزه و پاك شد، برخي از آن از برخي ديگر است، خدا شما را نورهايي آفريد، و گرداگرد عرش خود قرار داد، تا با آوردنتان به دنيا بر ما منّت نهاد، و قرارتان داد در خانه هايي كه اجازه داد رفعت يابند و نام او در آنها ذكر شود، و درودهاي ما را بر شما قرار داد، و آنچه ما را از ولايت شما به آن مخصوص داشت، مايه پاكي براي خلقت ما، و طهارت براي جان ما، و تزكيه براي وجود ما، و كفاره گناهان ماست، پس ما در نزد خدا از تسليم شدگان به فضل شما، و شناخته شدگان به تصديق جايگاه شما بوديم،
فَبَلَغَ اللَّهُ بِكُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِينَ حَيْثُ لا يَلْحَقُهُ لاحِقٌ وَ لا يَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لا يَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَ لا يَطْمَعُ فِي إِدْرَاكِهِ طَامِعٌ حَتَّى لا يَبْقَى مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لا صِدِّيقٌ وَ لا شَهِيدٌ وَ لا عَالِمٌ وَ لا جَاهِلٌ وَ لا دَنِيٌّ وَ لا فَاضِلٌ وَ لا مُؤْمِنٌ صَالِحٌ وَ لا فَاجِرٌ طَالِحٌ وَ لا جَبَّارٌ عَنِيدٌ وَ لا شَيْطَانٌ مَرِيدٌ وَ لا خَلْقٌ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ شَهِيدٌ
خدا شما را به شريفترين جايگاه گراميان و برترين منازل مقرّبان، و رفيع ترين درجات فرستادگان برساند، چنان كه از پي رسنده اي به آن نرسد، و بالا رونده اي به آن راه نيابد، و سبقت گيرنده اي از آن پيشي نجويد، و طمع كننده اي در يافتن آن طمع نورزد، تا آنجا كه باقي نماند ملك مقرّبي، و نه پيامبر مرسلي، و نه صدّيقي، و نه شهيدي، و نه دانايي، و نه ناداني، و نه پستي، و نه والايي، و نه مؤمن شايسته اي، و نه فاجر بدكاري، و نه گردنكش لجوجي، و نه شيطان نافرماني، و نه خلق ديگري كه در اين ميان گواه باشد
إِلا عَرَّفَهُمْ جَلالَةَ أَمْرِكُمْ وَ عِظَمَ خَطَرِكُمْ وَ كِبَرَ شَأْنِكُمْ وَ تَمَامَ نُورِكُمْ وَ صِدْقَ مَقَاعِدِكُمْ وَ ثَبَاتَ مَقَامِكُمْ، وَ شَرَفَ مَحَلِّكُمْ وَ مَنْزِلَتِكُمْ عِنْدَهُ وَ كَرَامَتَكُمْ عَلَيْهِ وَ خَاصَّتَكُمْ لَدَيْهِ وَ قُرْبَ مَنْزِلَتِكُمْ مِنْهُ بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُكُمْ أَنِّي مُؤْمِنٌ بِكُمْ وَ بِمَا آمَنْتُمْ بِهِ كَافِرٌ بِعَدُوِّكُمْ وَ بِمَا كَفَرْتُمْ بِهِ مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكُمْ وَ بِضَلالَةِ مَنْ خَالَفَكُمْ مُوَالٍ لَكُمْ وَ لِأَوْلِيَائِكُمْ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِكُمْ وَ مُعَادٍ لَهُمْ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ مُطِيعٌ لَكُمْ عَارِفٌ بِحَقِّكُمْ ،
مگر اينكه خدا بر آنان بشناساند، جلالت امر شما، و عظمت مقام، و بزرگي شأن، و كامل بودن نور، و درستي مسندها، و ثابت بودن مقام، و شرافت موقعيت، و منزلت شما را نزد خويش، و كرامتتان را بر او، و خصوصيتي كه نزد او داريد و نزديكي مقامي كه نسبت به او براي شماست، پدر و مادرم و اهل و مال و طايفه ام فداي شما، خدا و شما را گواه مي گيرم، كه من به شما و به آنچه شما ايمان آورديد باور دارم، نسبت به دشمنتان و آنچه را شما به آن كفر ورزيديد كافرم، بينايم به مقام شما و به گمراهي آنكه با شما مخالفت كرد، دوستدار شما و دوستان شمايم، خشمناكم نسبت به دشمنان شما و دشمن آنانم، در صلحم با هركه با شما در صلح است و در جنگم با هر كه با شما جنگيد، حق مي دانم آنچه را شما حق دانستيد، و باطل مي دانم آنچه را شما باطل دانستيد، به فرمان شمايم، عارف به حقّتان هستم،
مُقِرٌّ بِفَضْلِكُمْ مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِكُمْ مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُمْ مُعْتَرِفٌ بِكُمْ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ آخِذٌ بِقَوْلِكُمْ عَامِلٌ بِأَمْرِكُمْ مُسْتَجِيرٌ بِكُمْ زَائِرٌ لَكُمْ لائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِكُمْ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْهِ وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِي وَ حَوَائِجِي وَ إِرَادَتِي فِي كُلِّ أَحْوَالِي وَ أُمُورِي مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلانِيَتِكُمْ وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ وَ مُفَوِّضٌ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ إِلَيْكُمْ وَ مُسَلِّمٌ فِيهِ مَعَكُمْ،
به برتري شما اقرار دارم، تحملّ كننده دانش شمايم، پرده نشين پيمان و حرمت شما مي باشم، به شما معترفم، به بازگشتتان مؤمنم، رجعتتان را تصديق دارم، چشم به راه فرمان شمايم، در انتظار حكومت شما به سر مي برم، گيرنده گفته شما هستم، عمل كننده به فرمان شما مي باشم، پناهنده به شمايم، زائر شما هستم، ملتجي و پناهنده به قبر شمايم، خواهنده شفاعت به درگاه خداي عزّ و جلّ به وسيله شما مي باشم، و به سوي او به سبب شما تقرّب مي جويم، و مقدّم كننده شما پيش روي خواسته ام و حاجاتم و ارادتم در همه احوال و امورم، به نهان و آشكارتان، و حاضر و غائبتان، و اوّل و آخرتان ايمان دارم، و در همه اينها واگذارنده كار به شمايم، و در اينها به همراه شما تسليمم،
وَ قَلْبِي لَكُمْ مُسَلِّمٌ وَ رَأْيِي لَكُمْ تَبَعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يُحْيِيَ اللَّهُ تَعَالَى دِينَهُ بِكُمْ وَ يَرُدَّكُمْ فِي أَيَّامِهِ وَ يُظْهِرَكُمْ لِعَدْلِهِ وَ يُمَكِّنَكُمْ فِي أَرْضِهِ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ غَيْرِكُمْ [عَدُوِّكُمْ ] آمَنْتُ بِكُمْ وَ تَوَلَّيْتُ آخِرَكُمْ بِمَا تَوَلَّيْتُ بِهِ أَوَّلَكُمْ وَ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ الشَّيَاطِينِ وَ حِزْبِهِمُ الظَّالِمِينَ لَكُمْ [وَ] الْجَاحِدِينَ لِحَقِّكُمْ وَ الْمَارِقِينَ مِنْ وِلايَتِكُمْ وَ الْغَاصِبِينَ لِإِرْثِكُمْ [وَ] الشَّاكِّينَ فِيكُمْ [وَ] الْمُنْحَرِفِينَ عَنْكُمْ وَ مِنْ كُلِّ وَلِيجَةٍ دُونَكُمْ وَ كُلِّ مُطَاعٍ سِوَاكُمْ وَ مِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ فَثَبَّتَنِيَ اللَّهُ أَبَدا مَا حَيِيتُ عَلَى مُوَالاتِكُمْ وَ مَحَبَّتِكُمْ وَ دِينِكُمْ وَ وَفَّقَنِي لِطَاعَتِكُمْ وَ رَزَقَنِي شَفَاعَتَكُمْ ،
دلم تسليم شماست، رأيم تابع شماست، و ياري ام براي شما مهياست، تا زماني كه خدا دينش را به وسيله شما زنده كند، و شما را در ايامش بازگرداند، و براي عدالتش آشكارتان نمايد، و در زمينش پابرجايتان فرمايد، پس با شمايم با شما، نه با غير شما، به شما ايمان آوردم، آخرين شما را دوست دارم، همانطور كه اوّلين شما را دوست داشتم، به سوي خدا از دشمنانتان بيزاري مي جويم، و نيز بيزاري نمودم از جبت و طاغوت و شياطين و گروهشان، آن ستم كنندگان به شما، و منكران حقّتان، و خارج شدگان از ولايتتان، و غصب كنندگان ميراثتان، و شك كنندگان در حقانيتتان، و منحرف شوندگان از حضرتتان، و از هر آنچه به غير شما وارد در دين شده و از دين نيست، و از هر اطاعت شده اي جز شما، و از رهبراني كه مردم را به آتش دوزخ مي خوانند، پس خدا هميشه پابرجايم بدارد، تا كه زنده ام بر موالات و محبّت و دين شما، و به اطاعت از شما موفّقم فرمايد، و شفاعت شما را نصيبم كند،
وَ جَعَلَنِي مِنْ خِيَارِ مَوَالِيكُمْ التَّابِعِينَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَيْهِ وَ جَعَلَنِي مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثَارَكُمْ وَ يَسْلُكُ سَبِيلَكُمْ وَ يَهْتَدِي بِهُدَاكُمْ وَ يُحْشَرُ فِي زُمْرَتِكُمْ وَ يَكِرُّ فِي رَجْعَتِكُمْ وَ يُمَلَّكُ فِي دَوْلَتِكُمْ وَ يُشَرَّفُ فِي عَافِيَتِكُمْ وَ يُمَكَّنُ فِي أَيَّامِكُمْ وَ تَقَرُّ عَيْنُهُ غَدا بِرُؤْيَتِكُمْ بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ مَوَالِيَّ لا أُحْصِي ثَنَاءَكُمْ وَ لا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ [اللَّهُ ] وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ ،
و مرا از برگزيدگان دوستانتان قرار دهد، و از پيروي كنندگان نسبت به آنچه شما به آن دعوت كرديد، و مرا از آناني قرار دهد كه از آثار شما متابعت مي كنند و به راه شما مي روند، و به هدايت شما هدايت مي جويند، و در گروه شما محشور مي شوند، و در زمان رجعتتان دوباره به دنيا بازمي گردند، و در دولت شما به فرمانروايي مي رسند، و در دوران سلامت كامل شما مفتخر مي گردند، و در روزگار شما اقتدار مي يابند، و فردا چشمشان به ديدار شما روشن مي شود، پدر و مادر و جان و خانواده و مالم فداي شما، هركه آهنگ خدا كند، به وسيله شما آغاز مي كند، و هركه او را به يكتايي پرستد، طريق توحيدش را از شما مي پذيرد، و هركه قصد حق كند، به شما توجه مي نمايد، اي سرورانم، نمي توانم ثناي شما را شماره كنم، و در امر مدح گفتن، قدرت رسيدن به حقيقت شما را ندارم، و در مقام وصف نمودن، توانايي بيان منزلت شما در من نيست، و حال آنكه شما نور خوبان و هاديان نيكان و حجّتهاي خداي جبّاريد، خدا با شما آغاز كرد، و با شما ختم مي كند، و به خاطر شما باران فرو مي ريزد،
وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ يَكْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَكُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلائِكَتُهُ وَ إِلَى جَدِّكُمْ
و تنها براي شما آسمان را از اينكه بر زمين فرو افتد نگاه مي دارد، مگر با اجازه خودش، و به وسيله شما اندوه را مي زدايد، و سختي را برطرف مي نمايد، و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده، و فرشتگانش به زمين فرود آورده اند، و به جانب جدّ شما
(و اگر زيارت امير مؤمنان عليه السّلام باشد، به جاي «و إِلَى جدّكم» بگو: وَ إِلَى أَخِيكَ )
بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِينُ آتَاكُمُ اللَّهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ طَأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ وَ بَخَعَ كُلُّ مُتَكَبِّرٍ لِطَاعَتِكُمْ وَ خَضَعَ كُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِكُمْ وَ ذَلَّ كُلُّ شَيْ ءٍ لَكُمْ وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِكُمْ وَ فَازَ الْفَائِزُونَ بِوِلايَتِكُمْ بِكُمْ يُسْلَكُ إِلَى الرِّضْوَانِ وَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وِلايَتَكُمْ غَضَبُ الرَّحْمَنِ، بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي ذِكْرُكُمْ فِي الذَّاكِرِينَ وَ أَسْمَاؤُكُمْ فِي الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُكُمْ فِي الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُكُمْ فِي الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوسِ وَ آثَارُكُمْ فِي الْآثَارِ وَ قُبُورُكُمْ فِي الْقُبُورِ فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَكُمْ وَ أَكْرَمَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَكُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَكُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَكُمْ [وَ أَصْدَقَ وَعْدَكُمْ ] ، كَلامُكُمْ نُورٌ وَ أَمْرُكُمْ رُشْدٌ وَ وَصِيَّتُكُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُكُمُ الْخَيْرُ وَ عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ ،
و به سوي برادرت روح الأمين برانگيخته شد، خدا آنچه به شما عنايت كرده به احدي از جهانيان مرحمت نفرموده، هر شرافتمندي در برابر شرف شما سر به زير انداخته، و هر متكبّري در مقابل طاعت شما گردن نهاده، و هر جبّاري نسبت به برتري شما فروتن گشته است، و هر چيزي براي شما خوار شده است، و زمين به نورتان روشن گشت، و رسيدگان به ولايت شما رستگار شدند، با شما راه به سوي بهشت را مي توان پيمود، خشم حضرت رحمان است بر كسي كه منكر ولايت شما شد، پدر و مادر و جان و اهل و مالم فداي شما باد، ياد شما در قلوب يادكنندگان، و نامتان در نامها، و تن هايتان در تن ها، و ارواحتان در ارواح، و جانهايتان در جانها، و آثارتان در آثار، و قبرهايتان در قبرهاست، چه شيرين است نامهايتان، و گرامي است جانهايتان، و بزرگ است مقامتان، و عظيم است مرتبه بلندتان، و با وفاست پيمانتان، و راست است وعده تان، سخن شما نور، و دستورتان راهنما، و سفارشتان تقوا، و كارتان خير، و روشتان احسان،
وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ وَ شَأْنُكُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْقُ وَ الرِّفْقُ وَ قَوْلُكُمْ حُكْمٌ وَ حَتْمٌ وَ رَأْيُكُمْ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ وَ حَزْمٌ إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي كَيْفَ أَصِفُ حُسْنَ ثَنَائِكُمْ وَ أُحْصِي جَمِيلَ بَلائِكُمْ وَ بِكُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْكُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَكَاتِ وَ مِنَ النَّارِ بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا وَ بِمُوَالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ،
و اخلاق و خويتان بزرگواري، و كار و رفتارتان حق و راستي و مدارا، و گفتارتان حكم و حتم، و رأيتان دانش و بردباري و دورانديشي است، اگر از خوبي ياد شود، آغاز و ريشه و شاخه و سرچشمه و جايگاه و نهايتش شماييد، پدر و مادر و جانم فداي شما، چگونه ثناي نيكوي شما را وصف كنم، و آزمايشهاي زيباي شما را بشمارم، خدا ما را به وسيله شما از خواري درآورد، و غم هاي غرق كننده را از ما زدود، و ما را از پرتگاه هلاكت ها و آتش دوزخ رهانيد، پدر و مادر و جانم فداي شما، خدا در پرتو دوستي شما، دستورات دينمان را به ما آموخت، و از دنيايمان آنچه كه فاسد شده بود، اصلاح نموده، و به موالات شما دين كامل شد، و نعمت عظمت يافت،
وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِيعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَكَانُ [وَ الْمَقَامُ ] الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِيمُ وَ الشَّأْنُ الْكَبِيرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً،
و جدايي به گردهمايي رسيد، و به موالات شما طاعت واجب شده پذيرفته مي گردد، و براي شماست مودّت واجب، و درجات بلند، و مقام پسنديده، و جايگاه معلوم نزد خداي عزّ و جلّ، و شرف عظيم، و رتبه كبير، و شفاعت پذيرفته، اي پروردگار ما، به آن چه نازل فرمودي ايمان آورديم، و از پيامبر پيروي كرديم، پس ما را در شمار گواهان بنويس، اي پروردگار ما، دل هاي ما را پس از اينكه هدايت نمودي منحرف مكن، و به ما از نزد خود رحمت ببخش، همانا تو بسيار بخشنده اي، منزّه است پروردگار ما، كه وعده پروردگار ما امري انجام يافته است
يَا وَلِيَّ اللَّهِ إِنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا يَأْتِي عَلَيْهَا إِلا رِضَاكُمْ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَى سِرِّهِ وَ اسْتَرْعَاكُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ وَ قَرَنَ طَاعَتَكُمْ بِطَاعَتِهِ لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبِي وَ كُنْتُمْ شُفَعَائِي فَإِنِّي لَكُمْ مُطِيعٌ مَنْ أَطَاعَكُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ اللَّهُمَّ إِنِّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِي فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ إِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ [تَسْلِيما] كَثِيراً وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
اي ولي خدا به درستي كه بين من و خداي عزّ و جلّ گناهاني است كه آنها را جز رضايت شما پاك نمي كند، پس به حقّ خدايي كه شما را امين بر راز خود قرار داد، و زير نظر گرفتن زندگي بندگانش را از شما خواست، و طاعت خود را به طاعت شما مقرون نمود، هرآينه بخشش گناهانم را از خدا بخواهيد و شفيعان من شويد، كه من فرمانبردار شمايم، كسي كه شما را اطاعت كرد، خدا را اطاعت نموده، و هر كه از شما نافرماني نمود، خدا را نافرماني كرده است، و هركه شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته، و هر كه شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته است.
خدايا اگر من شفيعاني را به درگاه تو نزديك تر از محمّد و اهل بيتش، آن خوبان و پيشوايان و نيكان مي يافتم، آن ها را شفيعان خود قرار مي دادم، پس به حقشّان كه براي آنان بر خود واجب كرده اي، مرا در گروه عارفان به آنها و آشناي به حقّشان، و در شمار رحم شدگان به شفاعت آن بزرگواران وارد كن، به درستي كه تو مهربان ترين مهرباناني، و درود خدا بر محمّد و خاندان پاكش و سلام خدا، سلامي بسيار، بر آنان باد، و خدا ما را بس است، و نيكو كارگشايي است.
مؤلّف گويد: اين زيارت را شيخ هم در كتاب «تهذيب» نقل كرده، و علما بعد از اين دعا دعاى وداعى نقل كرده اند كه ما آن را به ملاحظه اختصار ذكر نكرديم.
اين زيارت چنان كه، علاّمه مجلسى فرموده، بهترين زيارات جامعه، از جهت متن و سند و فصاحت و بلاغت است، و والد بزرگوارش در شرح من لا يحضره الفقيه فرموده: اين زيارت احسن و اكمل زيارات است.
و من تا در عتبات عاليات بودم، ائمه عليهم السّلام را زيارت نكردم، مگر با اين زيارت.

امامزاده محمد

جهت حمایت از مؤسسه خیریه مورد نظر روی تصویر آن کلیک فرمایید

4221594_856.png 1394-11-04_17-14-58.png 3f6379555150e57af450163be10a17d1.png 19_orig.png 1468930738_.png

جستجو در صفحات درگذشتگان