سردار شهید حاج عباس کبیری در یکم مهرماه ۱۳۵۹ در روستای اندیس از توابع شهرستان ساوه واقع در استان مرکزی،در خانواده ای مذهبی چشم به این جهان گشوده و خانه آنها را سرشار از نور برکت و لطف خدا کرده بود.
ارادت خاص این خاندان به حضرت عباس (ع) باعث شد تا اسم این کودک را که حالا دیگر نورچشمی همه اعضای خانواده شده بود عباس گذاشتند.
روزهای کودکی و خردسالی او در لابلای درختان باغ ها و پای رودخانه و کوهپایه های سبز اندیس سپری شد و دروس ابتدایی را در مدرسه همان روستا سپری کرد.
برای گذران دوره راهنمایی و دبیرستان به خارج از روستا و شهر ساوه باید میرفت.
تمام مشقات و محرومیت هایی که وجود داشت مانع از علاقه وی به کسب علم و دانش نبود و دروس دانشگاهی را تا فوق لیسانس ادامه داد.
در همان دوران دانشجویی به دلیل علاقمندی به نظام اسلامي و اهداف بلند ان در پایگاه های بسیج دانشگاه و روستا حضور فعالی داشت، تا اینکه بعد از طی دوره لیسانس در جوانی به عضویت سپاه پاسداران شهرستان ساوه درآمد.
ایشان با خانواده ای مذهبی از خاندان ایثار و شهادت وصلت کرد. عشق و ارزوی او به شهادت را زمانی می توان در او دید که در اولین هم کلامی با نوعروسش از او می خواهد تا برای شهادتش دعا کند.
دست تقدیر بر آن بود با توجه به ارادت به ساحت علما و خدمت به آنان، در سنگر سپاه حفاظت شخصیت قم مشغول به خدمت شوند. سرانجام پاداش آن همه اخلاص و دلداگی به اربابش حضرت ابا عبدالله الحسین( ع) را در غروب روز چهارم از جنگ رمضان ۱۴۰۴ شمسی(دوازدهم اسفندماه) در حالیکه دلش مملو از داغ فراق امام شهید امت بود و پیراهن مشکی عزای اربابش را برای شهادت مولا و رهبرش بر تن کرده بود بر اثر اصابت موشک جنگنده های آمریکایی-صهیونی به ساختمان دبیرخانه خبرگان رهبری با زبان روزه به دست اشقی الاشقیا و دشمن آزادگان و مستضعفین جهان در محل کار خود با اصابت موشک دشمن امریکایی_صهیونیستی به دیدار محبوبش شتافت و پیکر مطهرش بعد از سه روز از زیر آوارها پیدا و به همراه دیگر همرزمانش در شانزدهم اسفند ماه ۱۴۰۴ از مسجد امام حسن عسگری (ع) تا حرم مطهر حضرت معصومه (س) تشییع و در شب ضربت خوردن امیرالمؤمنین ع در زادگاهش روستای اندیس آرام گرفت.
روحش شاد و یادش گرامی